<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title> سینما × سینما</title>
<link>http://film-review.blogfa.com/</link>
<description>زندگی با سینما</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 17 Feb 2007 12:41:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>یک فنجان قهوه تلخ</title>
<link>http://film-review.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/film-review/A_small_cup_of_coffee.JPG&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&amp;nbsp;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#333333 size=6&gt;یک فنجان قهوه تلخ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;تا به حال شده فیلمی ببینین کتابی بخونین و احساس کنین هیچی ازش نمی فهمین. تا به حال شده فکر کنین سگ آندلسی رو دیدم و حالا که چی؟ لینچ واسه کی فیلم می سازه و اصلا کی می گه فیلماش شاهکارن؟ پیرمرد خنزر پنزری بوف کور اصلا یعنی چی؟ مگه آدم احمقه که با سایه اش صحبت کنه و صحبتاشم کتاب کنه؟ تا به حال شده یه تابلو نقاشی ببینین و همه بگن چقدر این نقاش استاده و چقدر این نقاشی زیباست و شما هیچی ازش نفهمین؟&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;خیلی هامون همچین موقعیت هایی رو زیاد دیدیم ودرش قرار گرفتیم. خیلی فیلم ها بوده که خیلی قسمت هاشو اصلا نمی تونیم قبول کنیم و با هر کسی هم صحبت می کنیم اونا هم نمی فهمن. خود لینچ هم فکر کنم اگه بیاد و بشینه در مورد بزرگراه گمشده و جاده مالهالند حرف بزنه و سعی کنه گره گشایی کنه خیلی از گره ها رو هم خودش نتونه باز کنه.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چند وقت پیش بود به تشویق بچه های یک فاروم اینترنتی همگی تصمیم گرفتیم فیلم نامه یک دقیقه ای بنویسیم. هر کسی با هر اطلاعاتی نوشت. بعضی ها قبلا هم تجربه داشتن و قواعد اونو هم می دونستن و بعضی ها هم مثل من هیچ تجربه ای نداشتن و تا اون موقع دست به قلم نبرده بودن و حتی قواعد فیلمنامه نویسی رو هم بلد نبودن ولی چه پیشنهاد خوبی بود و برای اولین بار دست به قلم بردم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و شروع به نوشتن کردم. شاید اولین نوشته ام بیشتر از اینکه فیلمنامه باشه یک طرح نیم صفحه ای بود از تصویری که تو ذهنم داشتم و حتی شاید یکی از دوستان در آینده نزدیک این طرحو فیلمنامه کنه و تبدیل به فیلم کنه. وقتی اون موقع شروع به نوشتن کردم احساس جالبی داشتم و به نتایج خیلی جالبی در مورد فیلمسازی رسیدم. شاید این نتیجه ای رو که می خوام بگم شما قبول نداشته باشین ولی من خودم کاملا اونو قبول دارم و فیلم دیدن و کتاب خوندن و ... رو هم بر همین اساس می زارم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;وقتی آدم فیلم می سازه یا می خواد فیلم بسازه و طرحی می ده و فیلمنامه ای می نویسه تنها برای دل خودش هست و بس یعنی مثلا من یه تصویری تو ذهنم دارم و اونو دوست دارم تبدیل به فیلم کنم ولی یه نکته اینجا هست و اون اینه که من خودم فقط تصویری دارم و حتی دلیلشو هم خودم نمی دونم و دلیل اتفاقاتی رو هم که قراره بیافته نمی دونم ولی دوست دارم این طوری باشه. شاید دوست دارم اتفاقات به یه نوعی با اغراق باشه و حتی وقتی دنبال هیچ معنی از فیلم نباشم بهتره چرا که هر بیننده و خواننده می تونه برداشت خودشو ازون داشته باشه. اگه بتونم اون تصویری که دارمو خوب پیاده کنم برای خودم کافیه و حالا بیننده اگه خوشش بیاد و منتقد اگه تعریف کنه که چه بهتر و اگر هم بیننده زده بشه و ... هم حداقل اینه که تونستم ذهن خودمو روی یک برگ کاغذ و در یک فیلم پیاده کنم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;راستش به نظر من بوف کور یه شاهکاره چرا که خیلی از چیزاشو نمی فهمم. از بزرگراه گمشده خوشم میاد برای اینکه وقتی مرد می ره گوشه اتاق و وارد فضای تاریک می شه انگار وارد یه دنیای دیگه شده و جایی که مکان در اون اهمیت نداره. از نظر مکانی گوشه اتاق هست ولی از نظر من و خیلی های دیگه انگار به دنیایی می ره عجیب و نقطه کوری هست و ما گرچه اونو نمی بینیم و حتی نمی تونیم قبولش کنیم ولی برامون عجیب می شه. مگر نه اینکه همه ما صحنه اپرای فیلم جاده مالهالندو دیدیم و از حرفاش هیچی نفهمیدیم؟! ولی به نظر من شخصا فوق العاده بود چرا؟ چون ازش هیچی نفهمیدم. به نظرم بونوئل آدم فوق العاده ای هست و همین طور دالی چرا که جرات اینو دارن که یه خوابو تبدیل به فیلم کنن و می دونن که کسی ازش چیزی نمی فهمه ولی همچین شهامتی رو دارن و حتی تبدیل به یه شاهکار می شه این فیلم. ریچارد براتیگانو که در پست قبلی در موردش نوشتم دوست دارم چون حرفایی می زنه که وقتی آدم اونا رو می زنه مسخره ترین حرف ها می تونه باشه ولی وقتی به عنوان یه شعر اونا رو می خونیم پی می بریم که این فرد یک نابغه هست چرا که دنیایی در درون خودش وجود داره و با کمک از احساس خودش و همین دنیای درونش ما رو وادار می کنه این شعر های عجیبو بخونیم و ازشون حتی لذت ببریم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به دلیل همین دید، هیچ وقت در فیلم دیدن دنبال هدف و سیر داستانی و اتفاقات مهم و نقطه عطف و پایان و ... نیستم چرا که هر چی فیلم عجیب تر باشه برام جالب تره و بیشتر می تونم در موردش و در مورد سازنده اون فکر کنم، البته باید بگم که منکر این نیستم که از فیلم های برتون به خاطر سیر داستانی روان ش لذت می برم و از رئالیسم و نئو رئالیسم ایتالیا به قدری لذت می برم که نمی تونم با هیچی عوضش کنم ولی در کنار این ها به نظرم سگ آندلسی بوف کور بزرگراه گمده جاده مالهالند و نقاشی های دالی و ... شاهکار هست چرا که خیلی هاشو اصلا نمی فهمم و شاید اگه می فهمیدم نمی گفتم شاهکارن و به نظرم لینچ و بونوئل و صادق هدایت و براتیگان و ... نابغه هایی هستن و می پرستمشون. ناتور دشتو دوست دارم اول از همه به خاطر اسم عجیبش و بعد از اون به خاطر ترجمه جالب اون ( ترجمه جدیدش) و سوم برای دیدن اینکه می نویسه حتا و نه حتی و بعد از خواندن کتاب به خاطر لذت خواندن اون کتاب و زیبایی داستان.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Feb 2007 12:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=film-review&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>film-review</dc:creator>
<guid>http://film-review.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صید قزل آلا با ریچارد براتیگان</title>
<link>http://film-review.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ریچارد گری براتیگان (زاده ۱۹۳۵ درگذشته ۱۹۸۴) نویسنده و شاعر معاصر آمریکایی است. او به خاطر شعرها و رمان معروف صید قزل آلا در آمریکا شناخته شده‌است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;ریچارد براتیگان&quot; hspace=0 src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/film-review/brautigan.gif.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;ریچارد گری براتیگان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;زمینه فعالیت &lt;SPAN style=&quot;mso-tab-count: 1&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;نویسنده، شاعر&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;تولد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-tab-count: 1&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;۳۰ ژانویه ۱۹۳۵&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;تاکوما، ایالت واشنگتن&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;مرگ&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-tab-count: 1&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;۲۵ اکتبر ۱۹۸۴&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;بولیناس، شمال کالیفرنیا&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;زندگی‌نامه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پیش از به دنیا براتیگان آمدن، پدرش خانواده را ترک کرد و او دوران کودکی‌ سختی را پشت سر گذاشت. پدرش پس از آن که خبر درگذشت او را خواند، تازه متوجه شد پسری به نام ریچارد داشته‌است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در بیست سالگی شیشهٔ پاسگاه پلیس را با سنگ شکست و به تشخیص پزشکان به دلیل ابتلا به جنون جوانی پارانوئیدی در بیمارستان تحت شوک درمانی و مراقبت ویژه قرار گرفت. پس از مرخص شدن از بیمارستان به سان‌فرانسیسکو رفت و به جنبش بیت‌ها پیوست و نخستین مجموعه شعرش در بیست و یک سالگی منتشر کرد و سال بعد در بیست و دو سالگی با ویرجینیا دیون آدلر ازدواج کرده، سه سال بعد در ۲۵ مارس ۱۹۶۰ دخترش ایانت به دنیا آمد. تابستان سال بعد برای براتیگان نقطهٔ عطف محسوب می‌شود. در تابستان ۱۹۶۱ به همراه همسر و کودک خردسالش به آیداهو رفت و زندگی در چادر کنار رودخانه‌های پر از قزل‌آلای آن‌جا را تجربه کرد و رمان صید قزل‌آلا در آمریکا را نوشت. این رمان شش سال بعد در ۱۹۶۷ منتشر شد و براتیگان را که در فقر مطلق بسر می‌برد و حتا در تامین غذای روزنامه دچار مشکل بود از نظر مالی نجات داد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;قبل از صید غزل‌آلا در آمریکا براتیگان چند مجموعه شعر منتشر کرد که یا به رایگان توزیع شد یا خود براتیگان در خیابان به فروش نسخه‌های آن‌ها می‌پرداخت. رمان ژنرال متفقین، اهل بیگ‌سور هر چند دومین رمان او محسوب می‌شود اما اولین رمان منتشر شده‌ای اوست. این رمان در سال ۱۹۶۴ منتشر شد و تنها ۷۴۳ نسخه از آن فروش رفت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پس از موفقیت صید غزل‌آلا در آمریکا براتیگان دیگر هر کتابی می‌توانست منتشر کند و چنین هم کرد. او حتا کتابی متشر کرد با نام لطفا این کتاب را بکارید که شامل هشت شعر بود و به هم‌راه هر شعر بسته‌ای بذر، بسته‌های باز نشده این مجموعه الان نزد مجموعه‌دارن (کلکسیونرها) چندین هزار دلار خرید و فروش می‌شود. سه شعر از این اشعار با ترجمهٔ علیرضا بهنام در کتاب کلاه کافکا گزینهٔ شعرهای ریچارد براتیگان در ایران منتشر شده‌است. البته بدون بذر.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;براتیگان به سفارش جان لنون و پل مک‌کارتی، دوستان‌اش در گروه بیتلز، چند شعر و بخش‌هایی از رمان‌هایش را در نوار کاستی با عنوان گوش دادن به ریچارد براتیگان خواند و منتشر کرد. این نوار که هم‌زمان با مجموعهٔ شعر کاشتنی براتیگان منتشر شده بود نیز حاوی ابتکارهای جالبی بود. مثلا شعری به نام عاشقانه با هجده لحن مختلف توسط افراد مختلف از جمله خود براتیگان و دخترش لانته خوانده شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در ۱۹۷۰ پس از سیزده سال زندگی زناشویی پرفراز و نشیب از همسرش ویرجینیا جدا شد و دو سال بعد به پاین‌کریک مونتانا رفت و تا هشت سال پس از آن در مجامع ظاهر نشد و حاضر به ایراد سخنرانی یا انجام مصاحبه نبود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در ۱۲ مه ۱۹۷۶ برای اولین بار به ژاپن رفت. از کودکی با ژاپنی‌ها بر سر بمباران بندر پرل هاربر مشکل داشت. عموی‌اش در آن حادثه ترکش خورد بود و هر چند یک سال بعد بر اثر حادثه‌ای از بلندی سقوط کرد و مرده اما ریچارد هفت ساله مرگ عمو را به حساب ژاپنی‌ها نوشته بود و از آنان متنفر بود. سفر به ژاپن دیگاه‌اش نسبت به ژاپنی‌ها را تغییر داد و شیقتهٔ فرهنگ ژاپنی شد تا آنچا که بارها به ژاپن سفر کرد و وطن‌اش را سانفرانسیسکو، مونتانا و توکیو می‌دانست. او حتا با آکیکو که ژاپنی بود ازدواج کرد و این ازدواج دو سال دوام یافت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;براتیگان نویسندهٔ عجیب و غریبی بود که برخی او را پست مدرن می‌خوانند و برخی زیبایی شناسی آثارش را ترکیبی از دستاوردهای سورئالیسم فرانسوی و تفکر ضدبورژوازی می‌دانند. زندگی شخصی او نیز بسیار پرفراز و نشیب و متفاوت بود و مرگش نیز مانند آثارش متفاوت و غیرمنتظره بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;او در فصل شکار همیشه به مونتانا می‌رفت و با دوستان‌اش به شکار می‌پرداخت هر چند او هیچ‌وقت نمی‌توانست به موجود زنده‌ای شلیک کند و بیشتر ادای شکارچیان را در می‌آورد. در فصل شکار ۱۹۸۴، براتیگان به مونتانا نرفت. دوستان‌اش نگران شدند. امکان تماس با او وجود نداشت به همین دلیل پلیس شهر بولیناس در شمال کالیفرنیا که محل زندگی براتیگان بود را خبر کردند. در ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴ پلیس در خانهٔ براتیگان را شکست و یک بطری مشروب و یک تفنگ کالیبر ۴۴ کنار جسدش پیدا کرد. سرانجام براتیگان به موجود زنده‌ای شلیک کرده بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;STRONG&gt;چند شعر کوتاه&lt;/STRONG&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;شعر زیبا&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;با فکر تو به بستر می روم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;در لس آنجلس.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;چند دقیقه پیش که شاشیدم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;مهربانانه به آلتم نگاه کردم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;فکر این که امروز دو بار&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;در اندرون تو بوده است&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;حس زیبایی به من می دهد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;مترجم : سعيد احمدزاده اردبيلی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;ردپای آهو&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;زیبا، ناله کنان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;عشق ورزیدن با دور تند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;و بعد آرام گرفتن&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;مثل ردپای آهو&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;روی برف نو&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;کنار آن که دوست اش داری&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;این همه چیز است&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;کالندولا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;(سیاره ای اساطیری با گل های زرد و نارنجی)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;دوستانم نگران اند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;و به من می گویند در باره اش&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;از پایان دنیا حرف می زنند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;از ظلمات و فاجعه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;من همیشه خونسرد می شنوم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;و بعد می گویم نه، قرار نیست تمام شود&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;این تنها یک آغاز است&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;همان طور که این کتاب&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;تنها یک آغاز است&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;کپی شکلات&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;آه &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;تو یک کپی هستی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;از تمام شکلات هایی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;که تا حالا خورده ام&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;سان فرانسیسکو&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;این شعر یافته شد نوشته شد روی یک کیف کاغذی توسط&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;ریچارد براتیگان در یک لباس شویی خودکار در سانفرانسیسکو&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;سراینده نا معلوم است&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;رومئو و ژولیت&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;اگر برای من می میری&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;من برای تو می میرم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;و گور هایمان مثل دو عاشق خواهد بود&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;که لباس های شان را با هم می شویند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;در یک لباس شویی خودکار&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;اگر تو صابون می آوری من پودر می آورم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;عاشقانه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;چقدر خوب است&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;که صبح بیدار شوی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;به تنهایی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;و مجبور نباشی به کسی بگویی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;دوست اش داری&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;وقتی دوست اش نداری&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;دیگر&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;کلاه کافکا&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;با بارانی که می بارد&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;جراحانه روی سقف&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;یک بشقاب بستنی خوردم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;که شباهت داشت به کلاه کافکا&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;EM&gt;&amp;nbsp;&lt;/EM&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;یه بشقاب بستنی بود&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;با مزه ی یک تخت جرای&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;با بیماری که خیره شده به سقف&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;فقط چون که&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;فقط چون که&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;مردم فکرت را دوست دارند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;معنایش این نیست&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;که مجبور باشند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;بدن ات را هم دوست بدارند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;آمبولانس هایکو&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;یک تکه فلفل سبز&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;افتاد&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;بیرون از ظزف سالاد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;که چی؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;جانمی&lt;FONT color=#cc0000&gt;، &lt;/FONT&gt;آن قدر زیبایی که نزدیک است باران ببارد&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;آه مارسیا.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;می خواهم زیبایی بلند طلای ات&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;تدریس شود در دبیرستان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;این طور بجه ها یاد می گیرند که خدا&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;مثل موسیقی توی پوست زندگی می کند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;و صدایی دارد مثل یک پیانوی معرکه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;دوست دارم کارنامه های دبیرستان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;شبیه این باشد:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;بازی کردن با چیز های شیشه ای لطیف&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;20&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;جادوی کامپیوتر&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;20&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;نامه نوشتن به آن ها که عاشق شان هستی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;20&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;تحقیق درباره ی ماهی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;20&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;زیبایی بلند طلایی مارسیا&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;20+!&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;برگفته از :&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ویکی پدیا&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;٬&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; دانشنامه ی آزاد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;کتاب کلاه کافکا / برگردان: علیرضا بهنام&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;وب سایت شهر قصه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Feb 2007 11:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=film-review&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>film-review</dc:creator>
<guid>http://film-review.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://film-review.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام به همه دوستان&amp;nbsp; و مرسي براي كامنت ها&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمي دونم چي شده ولي فقط مي دونم كه يه سري آي اس پي ها اين وبلاگو فيلتر كردن و الان هم خودم دارم از يكي از همين آي اس پي ها استفاده مي كنم. نمي دونم چرا شايد به خاطر مقاله احمدي ناد باشه و شايد هم به خاطر استفاده از كلماتي مثل سكس و ... در مقاله ها باشه. يه ذره نگران شدم. نمي دونم بايد چه كار كنم ولي شايد اينجا رو مجبور شم پاك كنم و برم سراغ يه جاي جديد ولي مگه دلم مياد بعد از يه سال همچين كاري بكنم؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شايد برم بلاگر و شايد هم همين جا بمونم و يه وبلاگ جديد تو بلاگفا بزنم ولي مشكل فيلتر شدن اينجا نمي ذاره كه همين جا بمونم چون غير از تهران فكر كنم بقيه شهرا بيشتر آي اس پي ها فيلتر كردن و الان خودم مشهد هستم. تعداد ويزيتور ها هم يه دفعه نصف شد و اين بيشتر نگراني برام آورد. ايشالا امروز يا فردا مي رم تهران و يه فكري&amp;nbsp;مي كنم چرا كه ۴ ۵ روز از جشنواره رو هم مي خوام باشم و بنويسم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا خبر بعدي فعلا خداحافظ&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر كاري كنم اول اينجا خبرشو مي ذارم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 Feb 2007 09:34:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=film-review&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>film-review</dc:creator>
<guid>http://film-review.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تولدت مبارک</title>
<link>http://film-review.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000066 size=7&gt;تولدت مبارک&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000066 size=7&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.ederflag.com/images/Special%20Values/Birthday-Cake.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام وبلاگ عزیزم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سال پیش بود. همین روز بود یه دفعه هوس کردم بنویسم. هوس کردم اگه فیلم می بینم نظر بدم. هوس کردم یه کمی دستم به نوشتن باز شه پس تو اومدی. هر روز با من بودی ولی من&amp;nbsp;گاهی دو سه روز نمی دیدمت ولی بعدش میومدم پیشت. اتفاقای زیادی رو با هم داشتیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جشنواره فجر بهترین اتفاق این مدت بود. یادته هر روز می نوشتم و هیچی نمی گفتی حالا هم که ماهی شاید یه بار بنویسم بازم چیزی نمی گی. خیلی مهربونی . شاید جشنواره فجر امسال بتونم دوباره از اول شروع کنم به نوشتن و بیشتر نوشتن و شاید اون انگیزه اولمو پیدا کنم و مثل قبل شم. نمی دونم چرا ولی چند وقتیه دل و دماغ نوشتن ندارم. ایشالا امتحانا رو بدم و بعد هم یه استراحتی بکنم بعد شروع به نوشتن می کنم از صفر ولی این بار با یه سال تجربه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یادته کانتر گذاشته بودم برات و هر روز سر می زدم ببینم کی اومده بهت سر زده و تعداد ویزیتورات اگه یکی زیاد تر می شد کلی خوشحال می شدم؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قالب قبلیتو یادته که خراب شد؟! چقدر دوسش داشتیم ولی رفت؟ اصلا قالب آبی اولی رو که یادته؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی وقت بود دلم برای این صفحه سفیدت تنگ شده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو این مدت با دوستای زیادی آشنا شدیم. یادت میاد اولین نظر دوستا رو؟ &lt;A href=&quot;http://farhad1364.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;فرهاد شمسیان&lt;/A&gt; بهمون تبریک گفت و ما رو قبول کرد به عنوان فیلم نویس؟ یادته مهدی &lt;A href=&quot;http://sorenpage.persianblog.com/&quot; target=_blank&gt;مهدی زندپور&lt;/A&gt;و که در مورد پست دوم یا سوم نظر داد چقدر خوشحالمون کرد که کسی هم پیدا می شه حرف ما رو بخونه و اونم کسی که خودم قبولش دارم زیاد. یادته &lt;A href=&quot;http://adam32.persianblog.com/&quot; target=_blank&gt;مینا&lt;/A&gt; در مورد جارموش&amp;nbsp;کامنت داد&amp;nbsp;و پستمونو خونده بود؟ چقدر از نوشته هاش لذت می بردیم.&amp;nbsp;&lt;A href=&quot;http://pappa.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;محمد&lt;/A&gt;و یادته که چقدر با هم بحث کردیم در مورد نوشتن و وبلاگ نویسی؟ یادته یه قهوه و سیگار با برسون داشتیم ولی آرش معیریان پیداش شد؟ &lt;A href=&quot;http://derang.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;پویا&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://malidarreh.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;پیمان&lt;/A&gt;و یادته؟ &lt;A href=&quot;http://madayehebisele.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;محمد و علیرضا&lt;/A&gt; رو یادته که کیمیایی نویس بودن و با هم بحث داشتیم سر حکم و رفیق خوبم علی هم اومد و بحثمون گرم شد؟ وقتی ترجممو تو &lt;A href=&quot;http://cinema-film.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;در ستایش سینما&lt;/A&gt; دیدیم چقدر حال کردیم وقتی پایینش اسمم نوشته شده بود؟ &lt;A href=&quot;http://dogoharani.persianblog.com/&quot; target=_blank&gt;بهزاد&lt;/A&gt;و که هنوز یادته که چقدر بهمون لطف داشت؟ &lt;A href=&quot;http://honarpishe.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;آریا&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://baharloveyoucinema.persianblog.com/&quot; target=_blank&gt;بهار&lt;/A&gt; و&amp;nbsp; &lt;A href=&quot;http://dejavuuu.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;الهام&lt;/A&gt;و که کامل باید یادت باشه؟! &lt;A href=&quot;http://noghreabi.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;نقره&lt;/A&gt; رو می شناسی یه مدت زیاد بهش سر می زدیم؟ دوست خوبم &lt;A href=&quot;http://pooyan-stalker.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;پویان&lt;/A&gt;و که یادت نرفه که از زیبایی سینما می نوشت و همیشه دوست داشتم بتونم مثل اون بنویسم. &lt;A href=&quot;http://citizenkaveh.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;کاوه&lt;/A&gt; رو اگه تو یادت رفته باشه من همیشه یادم می مونه که مثل پدر همه وبلاگ نویسای سینمایی بود؟ جشنواره فجر می خواستیم باهاش رقابت کنیم تو فیلم نوشتن و یادمه که یه فیلمو زودتر از اینکه اون ببینه ما دیدیم و نوشتیم در موردش که چقدر لذت داشت؟! &lt;A href=&quot;http://proof.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;قاب عکس خالی&lt;/A&gt; یادش بخیر. نمی دونستیم دختره یا پسر و فقط نوشتن بود که ما ها رو به هم وصل کرده بود و همین. &lt;A href=&quot;http://iranmehrtooba.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;ملیحه طوبایی&lt;/A&gt; یادش بخیر که چقدر بهش سر می زدیم. خیلی سعی می کنم اسمش یادم بیاد ولی نمی شه دوستم تو &lt;A href=&quot;http://fam.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;گروه فام&lt;/A&gt; یادته ( نمی خوام تقلب کنم و اسمشو برم بخونم) یه پست بهش گیر دادم طفلک الکی. دوران خوبی داشتیم با هم و داریم و ایشالا بیشتر هم می شه. &lt;A href=&quot;http://jarmusch.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;کاوه&lt;/A&gt; رو یادم نمیره با بنینی و جارموش و زبان ایتالیایی که خیلی دوسش دارم. &lt;A href=&quot;http://melika84.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;ملیکا&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://nostalgia.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;امیر&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://poesie.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;امید&lt;/A&gt; هم که از رفقای خوب بودن و هستن. &lt;A href=&quot;http://the400blows.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;آنتوان&lt;/A&gt; هم که اواخر آشنا شده بودم باهاش. &lt;A href=&quot;http://2ya3chiz.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;سعید&lt;/A&gt; هم که دوست جدیدمونه یادمون نره.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینا دوستامون بودن به اضافه کلی دوستای دیگه که الان اسماشون یادم نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایشالا سال دیگه برات مفصل تر تولد می گیرم عزیزم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000066 size=7&gt;&lt;STRONG&gt;تولدت مبارک&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 13 Jan 2007 12:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=film-review&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>film-review</dc:creator>
<guid>http://film-review.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عشق٬ سکس و دنیای برتولوچی</title>
<link>http://film-review.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;عشق٬ سکس و دنیای برتولوچی&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در سینما به بعضی مسائل که حتی ممکن است از جمله اصلی ترین مسائل زندگی بشر نیز باشد٬ کمتر توجه شده است. تنها عده معدودی از فیلمساز ها جرات پرداختن به این مسائل را داشته اند که یکی از آن ها٬ فیلمساز بزرگ ایتالیایی برناردو برتولوچی است و یکی از آن مسائل نیز سکس است. بسیاری از فیلمسازان شاید توانایی تفکیک چنین سینمایی را از سینمای پورنو نداشته اند و به همین جهت دست به چنین ریسکی نزده اند و حتی شاید برخی٬ سینمای پیرامون فلسفه سکس را قابل جدا شدن از پورنو نمی دانند و این باعث عدم پرداختن آن ها به چنین سینمایی شده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = v ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:vml&quot; /&gt;&lt;v:shapetype id=_x0000_t75 stroked=&quot;f&quot; filled=&quot;f&quot; path=&quot;m@4@5l@4@11@9@11@9@5xe&quot; o:preferrelative=&quot;t&quot; o:spt=&quot;75&quot; coordsize=&quot;21600,21600&quot;&gt;&lt;v:stroke joinstyle=&quot;miter&quot;&gt;&lt;/v:stroke&gt;&lt;v:formulas&gt;&lt;v:f eqn=&quot;if lineDrawn pixelLineWidth 0&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum @0 1 0&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum 0 0 @1&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @2 1 2&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @3 21600 pixelWidth&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @3 21600 pixelHeight&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum @0 0 1&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @6 1 2&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @7 21600 pixelWidth&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum @8 21600 0&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @7 21600 pixelHeight&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum @10 21600 0&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;/v:formulas&gt;&lt;v:path o:connecttype=&quot;rect&quot; gradientshapeok=&quot;t&quot; o:extrusionok=&quot;f&quot;&gt;&lt;/v:path&gt;&lt;o:lock aspectratio=&quot;t&quot; v:ext=&quot;edit&quot;&gt;&lt;/o:lock&gt;&lt;/v:shapetype&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;برناردو برتولوچی&quot; hspace=0 src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/film-review/bernardo%20bertolucci.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;برتولوچی کارگردانی است که فیلم های بزرگی را ساخته است. فیلم هایی که عده سیاه لشگر ها در آن ها همواره از به یادماندنی ترین مسائل در تاریخ سینما بوده است٬ فیلم هایی پر هزینه با مدت زمان های نسبتا طولانی برای یک فیلم سینمایی و در عین حال پر مخاطب و خوش ساخت. این ها همگی از مسائلی هستند که شخصیت هنری یک فیلمساز را توجیه می کنند و به کار او جهت می دهند اما برتولوچی از آن دسته فیلمسازانی نبوده که تنها به ساختن فیلم در یک ژانر اکتفا کند. او دائما در جدال برای پیدا کردن موضوعی مناسب برای فیلم بعدی اش بوده و هست٬ تا اینکه پس از قرار دادن چند فیلم بزرگ در کارنامه سینمایی اش٬ به سراغ موضوعاتی جدید در سینما می رود. از چیز هایی می گوید که شاید تا آن زمان٬ بیان آن ها در بسیاری از محافل سینمایی تابو محسوب می شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در پی مشاهده و بررسی سه فیلم آخرین تانگو در پاریس٬ زیبایی ربوده شده و رویابینان٬ به دلیل علاقه شخصی به برتولوچی و یافتن نوعی مدرنیته در سینمای او دست به قلم بردم تا در مورد فلسفه سکس در سینمای برتولوچی بنویسم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بعضی ها سینمای پیرامون سکس را به چند دسته طبقه بندی می کنند. سینمای پورنو و سینمای اروتیک و حال می توان از اروتیک به سمت جذب مخاطب بود و یا اینکه در جستجوی بیان مطلبی جدید. من سینمای برتولوچی را در این سه فیلم در نوع آخر می دانم چرا که اولا فلسفه جدیدی در این سه فیلم دیده می شود که در ادامه بدان خواهم پرداخت و به علاوه برتولوچی در کارنامه هنری خود فیلم های پرفروشی داشته است و در آن ها هیچ اصراری بر پررنگ تر کردن سکس نداشته است و می توان گفت برتولوچی راه جذب مخاطب را در کنار خوب فیلم ساختن را می داند٬ پس دلیلی برای تکرار این اشتباه که از جانب فیلمسازان زیادی شکل گرفته است٬ ندارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;با نگاهی سطحی به سه فیلم نام برده متوجه قرار گرفتن بیننده در دنیایی متفاوت از دنیایی هستیم که در آن زندگی می کند. دنیایی که قوانینی مخصوص خود دارد و در هر فیلم قوانینی خاص دارد. دنیایی که اگر کسی در آن قرار بگیرد ملزم به اجرای قوانین حاکم بر آن است در غیر این صورت باید از آن خارج شده و به زندگی روزمره خود ادامه دهد. نکته مشترکی که در هر سه فیلم و دنیای این سه فیلم وجود دارد سکس و توجه خاص به این موضوع است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;آخرین تانگو در پاریس:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در فیلم آخرین تانگو در پاریس٬ از همان ابتدا و با شکل گیری اولین رابطه بین دختر جوان (ماریا شرایدن) و مرد میانسال (مارلون براندو) متوجه موقعیت آن ها می شویم و این که در دنیایی قرار گرفته ایم که در آن هویت بی معنی بوده است. اصل وابستگی بر مبنای سکس به هر طریقی می باشد٬ حتی اگر حالت مازوخیستی به خود بگیرد. سکس آن چیزی است که دختر جوان و مرد میانسال را به یکدیگر پیوند می دهد. این دنیا جایی نیست جز همان آپارتمانی که دختر جوان در ابتدا به سراغ اجاره آن می رود. در طول فیلم مشاهده می کنیم که اگر چه در داخل آن خانه همه قوانین متعلق به مرد میانسال است و او کسی است که قبلا در آن جا بوده٬ ولی در خارج از آن خانه٬ زندگی چه برای مرد میانسال و چه برای دختر جوان بصورت عادی پی گرفته می شود. تکرار همان چیزی است که در زندگی روزمره مشاهده می کنیم و شاید تجربه های غم انگیزی چون خود کشی همسر مرد میانسال و یا تجربه های شیرینی چون پیشنهاد ازدواج از طرف نامزد دختر جوان به او این تکرار را بر هم بزند اما پس از مدتی٬ زندگی چیزی جز همان تکرار نیست٬ پس می توان فرار از این تکرار در زندگی روزمره و عادی مانند همه مردم دیگر را٬ دلیل وابستگی مرد میانسال و دختر جوان و زندگی چند روزه آن دو در آن آپارتمان دانست. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;آخرین تانگو در پاریس&quot; hspace=0 src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/film-review/last%20tango%20in%20paris%201.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نام افراد همان چیزی است که به آن ها هویت٬ شخصیت و وجود می دهد. انسان هر چه قدر دارای شخصیت اجتماعی والایی باشد اما باز از طریق نام خود شناخته می شود. حال اگر فردی بالاترین مقام را داشته باشد٬ برای شخصی که او را ندیده است٬ جز از طریق نام او شناخته نمی شود. پس برتولوچی در آخرین تانگو در پاریس ما را به دنیایی کوچک٬ محدود و بین دو نفر می برد که در آن شخصیت هیچ نقشی ندارد و هویت و انسان بودن هیچ جایگاهی ندارند. هر دو فرد تا اواخر فیلم به این شرایط راضی هستند. آن ها در جایی قرار گرفته اند که مانند حیوان ها٬ تنها به فکر ارضای میل جنسی خود٬ به دور از هر آن چه در خارج از آن دنیا برای خود دارند٬ هستند. شاید یکی از دلایل انتخاب دنیای کنونی از جانب اکثر افراد و زندگی روزمره مشابه آن ها٬ به دلیل مناسب بودن این نوع زندگی برای آن ها است چرا که راه هایی را در زندگی انتخاب می کنند و قدم هایی را بر می دارند که اکثر آن ها قبلا انتخاب و تجربه شده اند٬ وگر نه ممکن بود همگی به زندگی در فضایی مانند فضای فیلم آخرین تانگو در پاریس تمایل بیشتری داشته باشیم. درست است که تکرار در زندگی برای انسان ملالت آور است٬ اما اگر انسان پوسته تکرار را از زندگی خود بشکافد٬ در نقطه ای قرار می گیرد که افراد مانند او کم هستند و این باعث ایجاد نوعی ترس در خود انسان از اینکه راهی اشتباه را انتخاب کند٬ می شود چرا که باید در این زندگی جدید دست به تجربه های جدیدی بزند٬ همان طور که در این فیلم دختر جوان ابتدا تصور می کند که انتخاب مرد میانسال به عنوان همسر خود با وجود اختلاف سنی زیاد می تواند گزینه مناسبی برای ادامه زندگی او باشد اما به محض خارج شدن از آن دنیا و قرار گرفتن در میدان زندگی روزمره و آشنا شدن با هویت و شخصیت مرد٬ همان گونه که در اجتماع بزرگ زندگی عادی زندگی می کرده٬ پی به اشتباه بودن تصمیم خود می برد. دختر جوان ابتدا تصوری موقتی از دنیای بدون هویت و نام مرد میانسال دارد و موقتی بودن آن باعث جذب شدن او به آن می شود و حتی زمانی که مرد میانسال را برای ادامه زندگی انتخاب می کند تنها تصوری موقتی از آن زندگی دارد٬ اما به محض قرار گرفتن در میان سایر مردم پی به جدی بودن مساله زندگی طولانی مدت می برد و حتی مرد میانسال نیز در انتخاب همسر٬ خودش را خارج از آن دنیای موقتی می بیند و شروع به صحبت از چیز هایی می کند که به هویت او اشاره دارد و در دنیای آپارتمان٬ صحبت از آن ها ممنوع بوده است. در این فیلم در ابتدا تصوری ایجاد می کند که عشق میان مرد میانسال و دختر جوان تنها به خاطر سکس بین آن ها بوجود آمده است اما این موضوع تنها موقتی است و اگر کمی باز تر و عمومی تر بنگریم٬ همان گونه که در پایان فیلم نشان داده می شود٬ می بینیم که آن عشق موقتی بوده و اصل عشق به شناخت دو طرف از هم و شخصیت آن ها و در کنار آن سکس بوده است و زمانی که این شناخت ایجاد می شود٬ دیگر آن عشق موقتی ناشی از ارتباط جنسی٬ بی اثر و ضعیف جلوه می کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;آخرین تانگو در پاریس&quot; hspace=0 src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/film-review/last%20tango%20in%20paris%202.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در واقع می توان چنین برداشتی را داشت که قرار گرفتن در زندگی با محوریت سکس به دور از آن چه در خارج از آن زندگی می گذرد تا حدی قابل درک است چرا که محور زندگی یعنی آن چه سبب بوجود آمدن و استحکام زندگی می شود٬ وجود دارد اما به محض درگیر شدن با نوعی زندگی با محوریتی دیگر آن چه پسندیده تر است تکرار تجربیاتی است که قبلا وجود داشته است٬ چرا که قبلا امتحان خود را پس داده است. پس دیگر محوریت سکس در مقابل زندگی عادی نمی تواند استحکامی داشته باشد و سعی در از بین بردن آن می شود همان طور که دختر جوان در آخرین تانگو در پاریس ابتدا توان مقابله با زندگی جدید خود را ندارد٬ اما با ورود به زندگی عادی می تواند قدرت بر هم زدن آن زندگی موقتی را پیدا کند و با تصمیمی چه درست و چه اشتباه این کار را انجام می دهد و به زندگی عادی بر می گردد. در واقع دختر جوان سعی می کند که چند روز آشنایی با مرد میانسال را همچون خوابی برای خود در نظر بگیرد که پس از بیدار شدن از این خواب (کشتن مرد میانسال) آن را فراموش کند و بصورت عادی زندگی کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;زیبایی ربوده شده:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فیلم دوم فیلم زیبایی ربوده شده است. در این فیلم دختر جوان (لیو تایلر) بدون دلیل محکمی که حتی خودش نیز نمی داند٬ به دهکده ای کوچک سفر می کند تا بتواند با محلی که مادرش مدتی در آن جا زندگی کرده بیشتر آشنا شود. نه ما و نه خود او نمی دانیم که به دنبال یافتن پدر واقعیش است یا به دنبال دیدن دوباره پسری که سال ها قبل با او آشنا شده و یا اصلا در جستجوی پر کردن حفره ای در زندگی خودش است که قبلا خالی شده است و یا حتی به دنبال یافتن آن زیبایی ربوده شده است که در آن دهکده زیبا پیدا می شود. دوباره با یک زندگی غیر معمول از جانب مردم آن دهکده روبرو هستیم. زندگی بدون درد و توام با سرخوشی فراوان. این زندگی مانند دایره ای کوچک است٬ اما نه به کوچکی دایره آخرین تانگو در پاریس که تنها در آن دو نفر قرار داشتند بلکه٬ دایره ای نسبتا بزرگ تر که چند خانواده را در خود دارد اما به دور و با فاصله زیادی از سایر مردم. خانواده هایی همگی عاشق هنر و زیبایی که با دست خود سعی در زیبا کردن محل زندگی خود در طی سال ها کرده اند. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;زیبایی ربوده شده&quot; hspace=0 src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/film-review/stealing%20beauty%201.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فیلم زیبایی ربوده شده فیلمی اروتیک است اما نه به اندازه آخرین تانگو حالت سادیستی و مازوخیستی به خود می گیرد و نه مانند بسیاری از فیلم های اروتیک سعی در همراه کردن بیننده در لحظات اروتیک با خود دارد چرا که شخصیت دختر جوان به گونه ای است که به دنبال یافتن چیزی است که ما نمی دانیم و اگر هم در این راه می بینیم که فیلم از طرف دختر وارد محدوده اروتیک می شود برای دختر جوان اروتیک به حساب نمی آید چرا که در طول فیلم مرتبا در مورد دختر٬ به باکره بود او و سن او اشاره می شود و برتولوچی نیز در نقطه مقابل او زوج جوانی را قرار داده که شاید زندگی آن ها مانند همان زندگی چند روزه زوج فیلم آخرین تانگو در پاریس باشد. آن ها در زندگی تنها چیزی که می بینند سکس و ارضای جنسی یکدیگر است و برای رسیدن به این محوریت از هر فرصتی٬ در هر محلی و هر زمانی استفاده می کنند. این زندگی ٬ زندگی آرمانی این زوج و حتی اکثر افراد خانواده های موجود در فیلم بوده است اما با وارد شدن دختر جوان به زندگی چنین افرادی آن ها کمی فرا تر از دایره زندگی خویش را که با محوریت خوشی و سکس می گذشته است٬ می بینند. دختر جوان شاید نقشی مشابه نقش نامزد دختر جوان فیلم آخرین تانگو را داشته باشد که به عنوان محرک برای او سرانجام توانست او را به زندگی عادی برگرداند٬ دارد. او نیز چنین محرکی است و باعث منطقی تر دیدن زندگی می شود. او است که باعث تغییر عقیده همسر مرد مجسمه ساز در مورد زندگی در میان آن همه زیبایی می شود و اینکه او می خواهد مانند همه مردم عادی زندگی کند. او است که باعث می شود مرد بیمار٬ از چند روز زندگی خود و دیدن و گپ زدن با دختر جوان لذتی برده باشد که دیگر از زندگی هیچ چیز نخواهد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در آخرین تانگو در پاریس زندگی موقتی در دل زندگی عادی مردم قرار گرفته و در ساختمانی در دل شهر و همسایه هایی مانند بقیه مردم و با زندگی عادی٬ ولی در زیبایی ربوده شده زندگی در نقطه ای دور از سایر مردم و به دور از روزمرگی و در زیبایی تمام است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;گرچه در نظر من زیبایی ربوه شده در میان این سه فیلم اروتیک ترین است اما کمتر اشاره ای نمادین به سکس و پرداختن به فلسفه سکس دارد و بیشتر بر مبنای عشق است که به سکس می انجامد و حتی دختر جوان حاضر می شود بعد از سال ها بدن خود را در اختیار کسی قرار دهد که عاشق او است در حالی که در آخرین تانگو در پاریس این سکس است که به عشق می انجامد اما عشقی با پایه هایی سست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;رویابینان:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فیلم سوم فیلم رویابینان است که شخصا علاقه زیادی به این فیلم دارم و شاید دلیل آن ارجاعات سینمایی بسیار در این فیلم و بحث های سینمایی باشد. این فیلم را می توان از مناظر گوناگون نگاه کرد اما در اینجا از منظر جنسیت و سکس به آن می پردازیم.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=رویابینان hspace=0 src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/film-review/dreamers.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در فیلم چیزی را مشاهده می کنیم که شاید در هیچ فیلمی پیش از آن بدان پرداخته نشده است و دلیل آن نیز شاید غیر عادی بودن این مساله است. در این فیلم نیز در دایره ای سه نفره قرار می گیریم که دو نفر به دلیل اینکه قبلا در آن قرار داشته اند قانون گزاری کرده اند و نفر سوم نیز موظف به اجرای آن است. با خواهر برادری فرانسوی روبرو هستیم که در روابط خود مانند همه مردم عادی عمل نمی کنند٬ با هم همبستر می شود و فانتزی های جنسی را با هم انجام می دهد٬ اما خواهر همچنان باکره است و این نشان دهنده این است که همچنان نوعی حریم شخصی بین آن دو وجود دارد که این نیز در نوع خود بسیار جالب است چرا که روابط این دو به قدری جلو رفته که تا اواسط فیلم تصور می کنیم٬ بسیار فرا تر از این نوع حریم شخصی نیز رفته است اما مشاهده می کنیم که کماکان نوعی حایل هر چند نازک میان این دو وجود دارد.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;نفر سوم که وارد فیلم می شود پسر جوان انگلیسی است که با توجه به انگلیسی بودن رفتاری جنتلمنانه دارد. او در خانه آن دو نفر مدت چند شب میهمان است. مدتی با حضور خانواده آن خواهر و برادر و مدتی نیز پدر و مادر به سفر رفته اند و آن سه در آن خانه تنها هستند. پیوند این سه نفر نیز چیزی جز علاقه بسیار به هنر هفتم نیست. جوان انگلیسی تحت تاثیر این دو نفر رفتارش تغییر می کند و ابتدا در شیوه لباس پوشیدن و کم کم در رفتار و در نهایت در نوع برخورد جنسی٬ اما همچون دو فیلم قبل دچار نوعی دگرگونی درونی شده و این دگرگونی زمانی شکل می گیرد که عشقی بین او و دختر جوان بوجود آمده و شکل واقعی به خود می گیرد و دختر جوان نیز حاضر می شود که خود و بدنش را تماما در اختیار او قرار دهد و حتی حایلی که میان او و برادرش وجود داشته در عشقش فدا کند. اما این عشق نیز که این بار در برابر سکس اولویتی ندارد و گویا با سکس در هم پیچیده است٬ باعث تغییر رفتار کسی که خودش قوانین را وضع کرده نمی شود و سرانجام با وارد شدن به دنیای خارج از آن آپارتمان از بین می رود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در این فیلم نوعی وابستگی٬ بر هویت روابط جنسی٬ حتی بین خواهر و برادر پرده می پوشاند و آن همان سینما است. گویی سینما است که چنین ارتباطی بین خواهر و برادر را توجیه می کند و در بسیاری از موارد نیز بیشتر فانتزی های جنسی از برداشت هایی از فیلم ها و سکانس ها گرفته می شود. در فیلم رویابینان این سینما است که باعث بوجود آمدن رفتار های جدید و دنیای جدیدی بین افراد فیلم می شود و سینما است که محوریت سکس را مشخص می کند و اینکه در چه لحظه ای چه عملی باید انجام داده شود. شاید درگیری با سینما در این فیلم به ما توهمی از دیدن یک فیلم در فیلم می دهد گویی در حال دیدن فیلمی هستیم و در فیلم هر گونه ارتباطی قابل توجیه است چرا که می تواند به دور از واقعیت و احساسات و به دور از هر گونه قوانین معمول جامعه باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;برداشت آخر:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در هر سه این فیلم ها با شخصیت های ثابتی روبرو هستیم و فردی که در درگیری با این شخصیت های ثابت قرار می گیرد٬ ابتدا تحت تاثیر آن ها قرار می گیرد و حتی به طور موقتی تغییر می کند اما پس از مدتی او متحول شده و دوباره روش عادی زندگی را پیش می گیرد که قبلا دنبال می کرده است. معیار برای تغییر موقتی فرد جز محور سکس نبوده است و روابط جنسی یا بین فرد جدید و شخصیت ثابت اولیه و یا بین شخصیت های دیگری جز فرد جدید ولی در میدان دید او این محور را بوجود می آورند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در هر سه فیلم ما تنها زندگی چند روزه ای را می بینیم و شاید دلیل این موضوع تلقین کردن عدم پایداری این نوع زندگی ها به ظاهر مدرن است و بازگشتن به شاخص های قدیمی و سنتی زندگی همچون بکارت و اینکه عشق به سکس بیانجامد و به عبارتی گرفته شدن نوعی آزادی ها. اما همچنان شاهد هستیم که شخصیت های به ظاهر مدرن هیچ گونه تغییری نمی کنند و ممکن است مدتی به فکر بیافتند اما دوباره همان رویه قبلی را برای ادامه زندگی خود بر می گزینند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Oct 2006 21:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=film-review&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>film-review</dc:creator>
<guid>http://film-review.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سکانس های طلایی 1</title>
<link>http://film-review.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=5&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;زیبایی یک مرگ&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;از نفس افتاده&quot; hspace=0 src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/film-review/BREATHLESS-1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;میشل (ژان پل بلموندو) در حالی که تیر خورده٬ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;در وسط خیابان در حال دویدن است تا شاید بتواند فرار کند. پشت سرش پاتریشا در حال دویدن است چرا که او عاشق میشل بوده ولی سعی در پنهان کردن عشق خود کرده بود و پس از آن ها اتومبیل پلیس به دنبال میشل است. میشل تنها مسیر کوتاهی را می دود و سپس بر روی زمین می افتد و در کلوز آپی می بینیم که پلیس و در کنارش پاتریشا بالای سر او ایستاده اند. میشل یک جمله می گوید و چشمانش را می بندد و به خوابی دائمی می رود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پاتریشا او را به پلیس لو داده بود چرا که نمی خواست عاشق او باشد اما او نیز متوجه می شود که عشق چیزی نیست که بتوان از آن فرار کرد. او از عشق خود به میشل نا مطمئن است اما زمانی که پی به جاودانگی میشل می برد و می فهمد که دیگر نمی تواند به او برسد متوجه عشق خود به او می شود و این احساس را در سکانس آخر فیلم و زمانی که به تقلید از میشل که اکنون دیگر زنده نیست عملی را انجام می دهد و لبانش را پاک می کند٬ می بینیم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;از نفس افتاده&quot; hspace=0 src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/film-review/BREATHLESS-4.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;میشل که دیگر خسته شده بود و دوست داشت فقط بخوابد روی زمین افتاده و پس از چند لحظه به خوابی همیشگی می رود و برای ثابت کردن عشق جاودانه اش به پاتریشا٬ بازی همیشگی خودشان را با میمیک های صورت با پاتریشا که اکنون بالای سر او ایستاده انجام می دهد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;میشل را در طول فیلم با سیگاری بر لب می بینیم و عینکی نیز بر چشمان خود زده است و تا زمان مرگ نیز آن ها را به همراه دارد و همچنان عینک بر چشمانش زده و سیگارش نیز به دلیل افتادن میشل بر زمین٬ روی زمین افتاده است و عشق جاودانه اش را نیز همچنان با خود به همراه دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;از نفس افتاده&quot; hspace=0 src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/film-review/BREATHLESS-2.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;میشل به دنبال پولی که از دوستی طلبکار است تلاش می کند٬ تا با آن پول بتواند با پاتریشا به ایتالیا فرار کنند&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;در آن جا در کنار هم زندگی کنند٬ اما زمانی که پاتریشا به او می گوید که عاشق او نیست او نیز متوجه می شود که پول برایش بی ارزش است و حتی اسلحه نیز به او سودی نمی رساند و اصلا زندگی برایش بی معنی است چرا که باید نبودن عشقش را با خودش تجربه کند پس سعی در فراری بیهوده از پلیس می کند و حتی پس از تیر خوردن نیز فرار او بی نتیجه است اما او از خودش و از واقعیت زندگی اش فرار می کند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; از درون و از عشق دست نیافته اش. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 22 Sep 2006 10:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=film-review&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>film-review</dc:creator>
<guid>http://film-review.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فیلمنامه یک دقیقه ای</title>
<link>http://film-review.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;داخلی - خانه - نیمه شب&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;همواره در طول فیلم با صدای ثابت و یکنواختی و با فواصل ثابت و یکنواخت تقریبا یک ثانیه قژ قژی را البته با صدای کم می شنویم گویی صدای حرکت دو تکه چوب بر روی هم است. صدای بارش باران را نیز همواره می شنویم گویی صدای برخورد باران به سقف خانه است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با شروع فیلم این دیالوگ ها شروع می شوند و بصورت یکنواخت و بدون فاصله گفته می شوند و گویا از طرف فرد سومی این دیلاوگ ها را می شنویم و شاید دیالوگ ها از درون فردی دیگر (که بعد متوجه می شویم همان مردی است که در حال قدم زدن است ) می شنویم: &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;( در واقع دیالوگ ها بر روی تصویری که در ادامه نشان داده می شود گفته می شوند )&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دیگه خسته شدم. از زندگی خسته شدم. همش تکرار ٬ تکرار و تکرار و ... ( تکرار با فید شدن صدای مرد همراه است ) اگه خدا می دوسنت آخر زندگی من این طوریه هیچ وقت منو وارد این نکبت نمی کرد. دروغ ٬ کثافت ٬ ریا ٬ ظلم و ... ( صدای مرد دوباره با فید شدن همراه است ) هر چقدر هم که خدا بدونه زندگی من این طوریه ولی مطمئنم که نمی دونه الان می خوام چی کار کنم!؟ ( این جمله با حالت هیجان درونی و کمی تعجب و لرزش صدا گفته می شه ) بالاخره هر کسی باید یه روزی از این همه کثافت راحت بشه. باید آزاد بشه . بتونه برا خودش زندگی کنه . برا همه نوشته شده زندگی ٬ درس ٬ ازدواج ٬ بچه ٬ مرگ . نه من نمی خوام این طوری باشم. زندگی و مرگ من باید با بقیه فرق کنه. ( با حالت تاکید ) فرق می کنه. الان موقع نشون دادن همین فرقه.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/filmname.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از دید شخصی از پنجره ای به بیرون نگاه می شود. ابتدا کمی از دیوار اطراف پنجره در داخل کادر دیده می شود ( که مشخص شود پنجره است ) سپس مقداری زوم این می شود تا اینکه پنجره تمام کادر را می گیرد. پنجره بسته است و شیشه آن را تماما بخار گرفته و در آن تنها سیاهی دیده می شود به علت اینکه نیمه شب است و چند نقطه کوچکی از نور بصورت هاله دیده می شود که مشخص است از چراغ هایی در فاصله دوری است. ( همه این ها با حالت کدر به خاطر بخار شیشه دیده می شوند ). با نگاه به بیرون بارش باران را نیز متوجه می شویم که با شدت زیاد می بارد و شیشه را از بیرون کمی خیس کرده و گاهی قطراتی از آن به شیشه برخورد می کند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دوربین 180 درجه ساعتگرد می چرخد ( گویی دوربین از دید شخصی است که به داخل پنجره می نگریسته و اکنون بر می گردد و پشت به پنجره است ) . با زاویه ای نسبتا مایل به پایین و در شاتی ثابت دو صندلی راحتی چوبی ( از صندلی هایی که تاب می خورند ) و در جلوی آن ها و میان آن ها میزی چوبی که ما تنها لبه آن را در این نما می بینیم. بر روی یکی از صندلی ها ( صندلی که اکنون در سمت راست کادر می توانیم ببینیم ) مردی مسن نشسته ( مرد مسنی با ژاکت قهوه ای تیره و پیراهن قهوه ای و کمی روشن تر از ژاکت در زیر آن و شلواری به رنگ قهواه ای سوخته و کفشی به رنگ قهوه ای. دکمه های ژاکت بسته است و نشان از سرمای هوا می دهد. لباس کمی رسمی البته برای داخل خانه می باشد. مرد مسن ریش هایش را از ته تراشیده است و می توان صورت نرم و نسبتا چروکیده او را احساس کرد همچون صورت عزت الله انتظامی است و موهایی مرتب و فرق کج و موهایی کامل که نشان از داشتن مویی خوب و نریختن مو است اما مو ها رنگی بسیار روشن و یک دست دارد رنگ خاکستری میل به سفید دارد ) در این نما تقربیا مرد مسن را به طور کامل می بینیم. کمی از کف آن قسمت از خانه را می بینیم که پارکت قهوه ای تیره دارد. هیچ حرکتی را از مرد مسن نمی بنیم و تنها بر روی صندلی و به خاطر حرکت صندلی عقب و جلو می شود ( این حرکت محسوس نیست و بسیار آرام و کم است. ) ( در این جا متوجه می شویم که صدای قژ قژ از حرکت صندلی حاصل می شود.) در دست چپ مرد مسن لیوانی بزرگ و دسته دار مشکی وجود دارد ( انگشتانش را در داخل دسته لیوان قرار داده است ) که داخل آن دیده نمی شود و تنها با توجه به بخاری که از آن بالا می آید متوجه می شویم که نوشیدنی داغی در آن قرار دارد و دست مرد مسن بر روی دسته صندلی است. دست راست مرد مسن خالی است و روی پایش است. مرد مسن روبرو را نگاه می کند و کمی به پایین ( بعدا متوجه می شویم که مرد مسن شاید به شومینه نگاه می کرده است ) ولی دوربین از زاویه تقریبا 45 درجه از روبروی مرد مسن و سمت راست مرد مسن به او نگاه می کند. از وسایل داخل خانه تقریبا هیچ چیزی دیده نمی شود و تنها بخش هایی به رنگ مشکی بسیار تیره دیده می شود که متوجه وجود اشیایی چون میز و صندلی هستیم ولی تقریبا آن ها را نمی بینیم چرا که فضای خانه و آن اتاق تقریبا تاریک است. این نما تنها حدود 7 8 ثانیه به طول می انجامد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دوربین با حرکتی یکنواخت شروع به چرخش حول مرد مسن بصورت پاد ساعتگرد می کند ( چرخش بسیار آرام است ) ( با شروع حرکت دوربین صدای قدم زدنی را بصورت ثابت و یکنواخت می شنویم گویی صدای برخورد کفش بر روی چوب است ) و همواره زاویه دید ثابت و بصورت مایل رو به پایین ( همانند نمای ثابت قبل ) است و مرد مسن در وسط کادر قرار دارد. مرد مسن همواره ثابت است و همواره به روبروی خودش نگاه می کند و این ثابت بودن نگاه مرد مسن را با حرکت دوربین متوجه می شویم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بعد از اینکه دوربین تقریبا 45 درجه حرکت کرد. کات و کلور آپ به سیگاری روشن که گویی بر لبان شخصی است که ایستاده هست ( گویا همان شخصی که صدای پای او را می شنویم و دوربین را گویا تقریبا از زاویه دید او می بینیم ) در این نما تنها سیگاری را می بینیم که تقریبا تازه روشن شده است و بک گراند هم می توانیم پنجره ای را که بصورتی کامل همه کادر را گرفته است ببینیم. حرکت دوربین همچنان در این کلوز آپ ادامه دارد و صدای قدم پا هم ادامه دارد. متوجه می شویم که کسی سیگار را کشید و این را از روی برافروخته شدن آتش سیگار متوجه می شویم ( تنها دو ثانیه این کلوز آپ ادامه دارد. ) دوباره حرکت قبلی دوربین را در ادامه نمای اصلی یعنی همان دوربین در حال چرخش حول مرد مسن می بنیم و تنها یک ثانیه ادامه دارد و دوباره کات و کلوز آپی از بالا از زیر سیگاری ( استوانه ای شکل با چند جا برای قرار دادن سیگار بر دور آن) و 5 6 عدد سیگار تمام شده و خاموش شده در داخل آن و سیگاری هم که روشن است و تنها کمی از آن کشیده شده است و هنوز خاکستر آن ریخته نشده است بر یکی از جا های سیگار قرار گرفته است و در حال دود دادن است ) و این کلوز آپ هم یک ثانیه بیشتر طول نمی کشد و دوباره یک ثانیه ادامه حرکت معول چرخشی دوربین و دوباره کلوز آپ از قستی از دیوار که گویا ادامه همان کلوز آپی است که در آن سیگار کشیده شده اس اما شخصی دیده نمی شود و تنها قسمتی از سمت راست پنجره در سمت راست کادر دیده می شود و ناگهان دودی را می بینیم که احساس می کنیم دود سیگاری است که چند لحظه قبل متوجه شدیم که کسی آن را کشید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حرکت دایره وار دوربین ادامه دارد و کم کم مرد مسن به سمت راست کادر برده می شود ( در این حالت دوربین تقریبا 90 درجه چرخیده است ) و از این زاویه می توان روی میز جلوی مرد مسن را البته در نمایی کمی دور دید . آنچه محسوس است انبوهی از روزنامه بصورت نامنظم و بعضی از آن ها بصورت باز بر روی میز است و چند کتاب بصورت نامنظم و پراکنده در میان و روی روزنامه ها دیده می شود و کتابی نیز با جلدی روشن بصورت باز بر روی میز قرار دارد و بصورتی که جلد کتاب رو به بالا است و ما آن را می توانیم از دور متوجه شویم ولی نمی توانیم اسم آن را بخوانیم. ظرف کوچکی را از دور روی روزنامه ها و در گوشه میز و سمت نزدیک به مرد مسن می توان دید ( میز چهار گوش است ) و دودی که از آن بالا می آید نشان می دهد که بر روی آن سیگاری روشن قرار دارد و ظرف زیر سیگاری است. کمی نور را متوجه می شویم و با ادامه حرکت دوربین و قرار گرفتن مرد مسن به طور کامل در سمت راست کادر متوجه وجود شومینه ای روشن در جلوی مرد مسن هستیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حرکت دوربین به صورت یکنواخت حول مرد مسن ادامه دارد و از کنار مرد مسن به سمت پشت مرد مسن حرکت می کند و مرد مسن که در سمت راست کادر قرار دارد کم کم به مرکز کادر منتقل می شود ( در این بین صندلی خالی دیگر را در کنار مرد مسن می توانیم ببینیم و دیوار های دو طرف مرد مسن را نیز متوجه می شویم که رنگ نسبتا روشنی دارند ( کاغذ دیواری دیوار ها را پوشانده و رنگ کاغذ دیواری قهوه ای روشن و بر روی آن طرح هایی با قهوه ای تیره تر وجود دارد که کمی محسوس است ولی متوجه طرح نیستیم ) و هیچ تابلویی بر روی آن ها نمی بنیم. خالی هستند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پس از اینکه حدودا 135 درجه دوربین حرکت کرد دوباره کات و کلور آپی مشابه همان اولی که در حال سیگار کشیدن بود را می بینیم اما این بار بک گراند تقریبا سیاه است و سیگار نیز به حدود سه چهارم رسیده است. دوباره شاهد برافروخته شدن آتش سیگار هستیم و فورا کات و کلوز آپ از بالا به لیوانی که قبلا در دست مرد مسن دیده بودیم و مرد مسن در حال نوشیدن آن است و ما لیوان را کج می بینیم و حالتی که مرد مسن لبه لیوان را در دهان خود قرار داده و می خواهد بنوشد ( در داخل لیوان مایعی تیره رنگ می بینیم) کلوز آپ از بالا و ثابت است ) &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کم کم دیوار روبروی مرد مسن را نیز می بینیم و و مرد مسن در وسط کادر و کمی در سمت چپ قرار می گیرد. در این حالت شات ثابتی داریم و صدای قدم زدن و برخورد کف کفش بر روی چوب دیگر شنیده نمی شود. ( در این حالت صندلی خالی با همان زاویه در وسط و کمی سمت راست قرار دارد یعنی اگر دیوار را صفر فرض کنیم پس صندلی خالی با زاویه تقریبا منهای 60 درجه و صندلی که مرد مسن روی آن قرار دارد با زاویه منهای 120 درجه و هر دو صندلی بصورت روبروی شومینه قرار دارند .) ( در این شات نیمی از صندلی را می نیبین یعنی هم از طرفین و هم از ارتفاع تنها نیمی را می بینیم ) کمی جلوتر از آن ها و دقیقا در وسط کادر میز چوبی را می بینیم و دوباره بر روی آن انبوهی از روزنامه ها و چند کتاب روی هم را می بینیم و این بار می توانیم نام کتاب باز روی میز و کتابی دیگر را کر بر روی دو سه کتاب دیگر قرار دارد را ببنیم که کتاب باز بوف کور با طرح جلد قدیمی و کتاب دیگر سگ ولگرد است. می توان دید که شومینه ای روشن دقیقا روبروی ما قرار دارد ( با توجه به وجود میز تنها قسمتی از شومینه را می توان دید ) دوربین کمی زوم اوت می کند ( بسیار کم که زیاد محسوس نیست و کمی حرکت به بالا می گردد که بالای شومینه و قسمتی از شومینه را ببینیم ) دقیقا بالای شومینه و بر روی دیوار تابلویی نسبتا بزرگ قرار دارد ( تابلو منظره ای را نشان می دهد ولی با زمینه ای تیره و غمگین ) و در دو طرف شومینه و به موازات زمین و در امتداد تابلو دو پنجره بخار گرفته با اندازه معمولی ( شاید کمی بزرگ تر از تابلو ) قرار دارد ( پنجره ها چوبی هستند و پرده ای نیز وجود ندارد.) ( متوجه می شویم که در ابتدا از پنجره ای که اکنون در سمت راست کادر قرار دارد بیرون را نگاه می کردیم.)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;صدای مرد و دیالوگ ها قطع می شود و صدای حرکت پا و برخورد کفش ها بر روی چوب تند تر می شود ( این حس القا می شود که فرد به دنبال انجام کاری است و عجله هم دارد ) صدای باز شدن در شیشه قرصی را می شنویم ( صدا مانند باز شدن در بسته قرص جوشان است ) و بعد از آن صدای ریخته شدن تعداد زیادی قرص بر روی چیزی مانند میز یا کابینت و ... را می شنویم و دیگر صدایی نمی شنویم همه صدا ها قطع شده است چه صدای باران و چه صدای قژ قژ و چه صدای برخورد کفش بر روی زمین. کات به لیوانی نیمه پز آب که از کنار آن را می بینیم و در بک گراند هم سیاهی را می بینیم. فقط لیوان را می بینیم که در دست فردی قرار دارد و گویی در همان حالت نوشیدن آن لیوان و قسمکتی از دست را در کادر می بینیم. و دوباره کات و بازگشت به شات ثابت جلوی شومینه که در آن شومینه دیده می شود. ( صدای بارش باران را دوباره مانند قبل می شنویم و صدای قژ قژ صندلی را نیز می شنویم ولی دیگر صدای برخورد کف کفش با زمین را نمی شنویم ) قسمتی از بدن فردی را که روی صندلی نشسته می توانیم ببینیم ولی صورت او تماما دیده نمی شود و تنها قسمتی از کنار صورتش دیده می شود و متوجه می شویم که او با فردی که ما دیدیم یعنی مرد مسن فرق دارد و گویی شخصی دیگری به جای مرد مسن نشسته است (لباس او تغییر کرده است ) و لباسی حالت لباس خواب ( به رنگ زرشکی تیره ) را متوجه می شویم و از حالت دست هم متوجه خیلی جوان تر بودن او می شویم و قسمتی از کنار صورت او را نیز می بینیم و متوجه می شویم که دیگر چروک های قبل بر روی صورت مرد مسن وجود ندارد.و ( کماکان ریش هایی تراشیده را متوجه می شویم . ( تصاویر طوری است که به جوان بودن آن فرد حدود 20 سال بودن او اشاره می شود )&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دیالوگی کوتاه با صدایی خسته و آرام که به سختی شنیده می شود ٬ می شنویم. خدا می دوست من چی کار می خوام بکنم ولی سعی نکرد جلو منو بگیره. دیگه خسته شدم . خسته شدم از زندگی. همش تکرار ٬ تکرار ٬ و تکرار و .... ( صدای مرد فید می شود و این فید شدن برای همه صداها وجود دارد و دیگر برای چند لحضه صدایی نمی شنویم )&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کات به زیر سیگار از زاویه مایل از بالا به طوری که فقط همان روزنامه و ها و کتاب ها را می بینیم و زیر سیگاری را نیز در سمت چپ کادر و پایین می بینیم. و دیگر سیگار روشنی بر روی آن وجود ندارد و دستی وارد کادر می شود و سیگاری که تماما کشیده شده است را می بنیمی و دست به طور کامل وارد کادر شده و سیگار را در زیر سیگاری به طور نیمه کامل وخاموش می کند که مقداری دود هنوز از آن بلند می شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چند ثانیه همین شات را می بینیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;صدای رعد و برق و باران را دوباره توام می شنویم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پایان&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;پی نوشت: دقت شود که این فیلمی در حدود یک یا یک و نیم دقیقه است و دیالوگ ها نیز طوری هستند که با توجه به زمان به پایان برسند.&lt;BR&gt;دوست داشتم تصویری هم از چند شات بکشم و در اینجا قرار بدم که متاسفانه نتونستم و ایشالا بعد&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Aug 2006 15:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=film-review&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>film-review</dc:creator>
<guid>http://film-review.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هالیوود شهر بی دفاع (بخش اول)</title>
<link>http://film-review.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;STRONG&gt;سینمایی برای تمام فصول&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سینمای امریکا را گاهی به هالیوود نسبت می دهند. لغت هالیوود از نظر مشخصات ٬ زمانی استفاده می شود که به سینمای گسترده تر استودیویی در داخل امریکا نسبت داده شود. همانند موسیقی پرطرفدار امریکا ٬ صنعت فیلم سازی امریکا نیز از اوایل قرن بیست ٬ تاثیر عمیقی بر سینمای در سراسر جهان داشته است. تاریخچه آن توسط چهار دوره متمایز تقسیم بندی می شود. : عصر صامت ٬ سینمای کلاسیک هالیوود ٬ هالیوود جدید ٬ و عصر معاصر ( پس از 1980 ) .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: maroon&quot;&gt;تاریخچه&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: navy&quot;&gt;پیشرفت اولیه:&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/forum/Hollywood/220px-Great_train_robbery_still.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=1&gt;Justus D. Barnes in Edwin S. Porter&apos;s The Great Train Robbery&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;در تولد سینما ٬ همانند پیشرفت ریشه ای آن٬&amp;nbsp;&amp;nbsp;به مقدار زیادی ٬ رد پای امریکا دیده می شود. اولین نمونه ظبط شده از عکس های گرفته شده و تولید حرکت ٬ سری عکس های یک اسب در حال دویدن از Eadweard Muybridge بود که او در&amp;nbsp;&amp;nbsp;Palo Alto, California ٬ با استفاده از یک ست از دوربین های ثابت که در یک ردیف قرار گرفته بودند ٬ گرفته بود. این کار Muybridge ٬ مخرعین را در همه جا راهنمایی کرد که برای ساختن وسایلی که بتوانند به طور مشابه چنین حرکاتی را ظبط کنند ٬ تلاش کنند. در امریکا ٬ Thomas Alva Edison از جمله اولین کسانی بود که چنین وسیله ای را ساخت ٬&amp;nbsp;&amp;nbsp;kinetoscope ٬ که اجرای سنگین این اختراع باعث شد که فیلمسازان اولیه به دنبال چاره باشند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در امریکا ٬ اولین نمایش فیلم ها برای تعداد زیادی بیننده در زمان تنفس میان دو پرده در نمایش&amp;nbsp;&amp;nbsp;vaudeville ( درام دارای رقص و آواز ) انجام شد. موسسان کمپانی ها شروع به سفر برای نمایش فیلم هایشان کردند ٬ تا اینکه اولین هجوم ها را به فیلم سازی دراماتیک به جهانیان نشان دهند. اولین موفقیت بزرگ سینمای امریکا ٬ همچنین بزرگترین موفقیت آزمایشی تا آن نقطه٬ فیلم&amp;nbsp;&amp;nbsp;سرقت بزرگ قطار (The Great Train Robbery ) به کارگردانی Edwin S. Porter بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: navy&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;برخاستن هالیوود:&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در اوایل 1910 ٬ کارگردان ٬ دی دابلیو گریفیث (D.W. Griffith) ٬ توسط کمپانی بیوگراف (Biograph) به همراه گروه بازیگری خود شامل ٬ Blanche Sweet ٬ Lillian Gish ٬ Mary Pickford ٬ Barrymore Lionel ٬ و بقیه به west coast فرستاده شد. آن ها شروع به فیلم برداری در زمینی خالی نزیدک خیابان جرجیا در مرکز شهر در لس انجلس کردند. کمپانی در آن جا تصمیم گرفت که مکان های جدیدی را سیاحت کنند و چندین مایل به سمت شمال به دهکده کوچکی که بسیار مناسب بود سفر کردند و کمپانی فیلم سازی از فیلم سازی در آن جا لذت بردند. این محل &lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;هالیوود&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt; نام داشت. سپس گریفیث اولین فیلمی را که در هالیوود ساخته شد ٬ در کالیفرنیای قدیم (In Old California ) ٬ را ساخت که یک ملودرام از کمپانی بیوگراف درباره کالیفرنیا در قرن 19 و زمانی که آن جا به مکزیکی ها تعلق داشت ٬ بود. بیوگراف چند ماه دیگر در آن جا ماند و قبل از بازگشت به نیویورک چند فیلم دیگر نیز ساخت. پس از شنیدن درباره این مکان فوق العاده ٬ در 1913 فیلم ساز های بسیاری٬ برای امتناع از دست مزد هایی که توسط توماس ادیسون ٬که امتیاز پروسه ساخت فیلم را داشت ٬ تحمیل می شد ٬ به غرب سرازیر شدند. در لس انجلس در ایالت کالیفرنیا ٬ استودیو ها و هالیوود رشد کردند. قبل از جنگ جهانی اول ٬ فیلم هایی در شهر های زیادی از امریکا ساخته شد ولی فیلمسازان با پیشرفت این صنعت به جنوب کالیفرنیا جذب شدند. آن ها توسط آب و هوای معتدل و نور خورشید قابل اعتماد ٬ که امکان فیلم سازی در مناطق باز را در تمام طول سال می داد ٬ و نیز توسط مناظر مختلفی که در دسترس بود٬ جذب می شدند. نقاط شروعی زیادی برای سینمای امریکا موجود است ٬ ولی این ٬ تولد یک ملت (Birth of a Nation ) گریفیث بود که در الفبای سینمایی پیش قدم بود و هنوز نیز سلول هایی از آن تا به امروز حکم فرما&amp;nbsp;&amp;nbsp;است.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/forum/Hollywood/250px-10045196.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=1&gt;Laurel and Hardy&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;در اوایل قرن 20 و زمانی که این مدیوم جدید بود ٬ مهاجران بسیاری مخصوصا یهودیان&amp;nbsp;&amp;nbsp;٬ استخدام در صنعت فیلم امریکا را شناختند. آن ها که به دلایل تبعیضات مذهبی از بعضی مشاغل دور مانده بودند ٬ توانستند نشان خود را در یک تجارت جدید قرار دهند: نمایش فیلم های کوتاه در سالن های storefront به نام nickelodeons ٬ پس از پذیرش قیمت یک نیکل ( سکه 5 سنتی ) . در طی چند سال ٬ مردان جاه طلبی چون Samuel Goldwyn ٬ Carl Laemmle ٬ Adolph Zukor ٬ Louis B. Mayer ٬ و برادران وارنر (آلبرت ٬ هری ٬ ساموئل و جک) وارد بخش تولید این تجارت شدند. به زودی تبدیل به سران تشکیلات بزرگ جدیدی به نام استودیو های فیلم شدند. ( این موضوع ارزش نوشتن دارد که امریکا ٬ در سال های اخیر حداقل یک کارگردان زن ٬ تهیه کننده و مدیر استودیو به نام Alice Guy Blaché داشته است ) آن ها همچنین زمینه را برای جهانی شدن این صنعت فراهم کرد. این صنعت همواره به محوریت تفکرات محدود متهم می شد ٬ اما تعداد زیادی نخبگان با استعداد خارجی را استخدام کردند ٬ از بازیگر زن سوئدی Greta Garbo ٬ تا نیکول کیدمن استرالیایی ٬ از کارگردان مجارستانی ٬ مایکل کورتیز تا کارگردان مکزیکی Alfonso Cuarón .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بقیه فیلم سازان بعد از جنگ جهانی اول از اروپا آمدند ٬ کارگردانانی مانند: ارنست لوبیچ ٬ آلفرد هیچکاک ٬ فریتز لانگ ٬ و ژان رنوار ٬ و بازیگرای چون رادولف والنتینو ٬ مرلین دیتریش ٬ رونالد کلمن ٬ و چالز بویر . آن ها ذخیره ای از بازیگران را متحد کردند تا یکی از صنعت های رشد یافته قرن بیستم را شکل دهند. در بیشترین محبوبیت تصاویر متحرک در اواسط دهه 1940 ٬ استودیو ها مجموعا در حدود 400 فیلم را در سال عرضه می کردند که هر هفته توسط تماشاگرانی از جمعیت نود میلیونی امریکای دیده می شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: navy&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;عصر طلایی هالیوود:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.agrandsimanmag.persiangig.com/forum/Hollywood/220px-As_Dorothy_with_dog_Toto2C_The_Wizard_of_Oz.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;&lt;EM&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;Judy Garland and Toto in The Wizard of Oz 1939&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/EM&gt;در طول به اصطلاح عصر طلایی هالیوود ٬ که از پایان مجازی عصر صامت در اواخر دهه 1920 تا اواخر دهه 1940 به طول انجامید ٬ فیلم هایی که از استودیو های هالیوود عرضه می شدند همانند اتومبیل هایی بود که از خط تولید کمپانی هنری فورد بیرون می رفت. هیچ دو فیلمی ٬ دقیقا مانند هم ٬ نبود ٬ ولی همگی یک فرمول را دنبال می کردند: وسترن ٬ کمدی اسلپ استیک ٬ فیلم نوار ٬ موزیکال ٬ کارتون های انیمیشن ٬ بیوپیک ( تصویر بیوگرافی ) ٬ و غیره ٬ و اغلب ٬ تیم تولید مشابهی بر روی فیلم هایی که بوسیله کمپانی مشابهی ساخته می شد ٬ کار می کردند. برای مثال ٬ Cedric Gibbons و Herbert Stothart همواره بر روی فیلم های کمپانی MGM کار می کردند ٬ آلفرد نیومن برای بیست سال در فاکس قرن بیستم کار می کرد ٬ فیلم های سسیل بی دومیل ٬ اکثرا در پارامونت ساخته می شد ٬ اکثر فیلم های کارگردان ٬ هنری کینگ ٬ برای فاکس قرن بیستم ساخته می شد و غیره ٬ و معمولا هر کسی٬ اغلب به دلیل بازیگرانی که در فیلمی ظاهر می شدند ٬&amp;nbsp;&amp;nbsp;می توانست حدس بزند که کدام استودیو ٬ کدام فیلم را ساخته است. هر استودیو سبک خاصی را داشت و مشخصات خاصی که امکان فهمیدن این سبک را ممکن می ساخت. ( مشخصه ای که امروزه وجود ندارد. ) هنوز هر فیلمی مقدار کمی متفاوت بود ٬ و برعکس کارگرانی که اتومبیل می سازند ٬ خیلی از افرادی که فیلم ها را می ساختند هنرمند بودند. برای مثال ٬ داشتن یا نداشتن ( To Have and Have Not ) (1944) ٬ مشهور است ٬ نه فقط برای اولین جفت بازیگری ٬ همفری بوگارت ( 1899-1957 ) و لورن بیکل ( 1924- ) ٬ بلکه همچنین برای اینکه ٬ بوسیله دو کسی که در آیند جایزه نوبل ادبیات را گرفتند ٬ ارنست همینگوی ( 1899-1961 ) ٬ نویسنده رمانی که فیلمنامه بر پایه آن بود ٬ و ویلیام فالکنر ( 1897-1962 ) ٬ که بر روی آن اقتباس ادبی کار کرد٬ نوشته شده بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فیلمسازی همچنان یک تجارت بود و کمپانی های تصاویر متحرک با اداره کردن به اصطلاح ٬ سیستم استودیو ٬ پول می ساختند. استودیو های بزرگ حقوق هزاران نفر را تامین می کرد ٬ بازیگران ٬ تهیه کنندگان ٬ کارگردان ها ٬ نویسنده ها ٬ بدل کاران ٬ اهل فن و تکنسین ها. و آن ها ٬ در شهر های بزرگ و کوچک سطح کشور ٬ صد ها سالن نمایش ٬ که فیلم هایشان را نمایش می داد و همواره به مواد اولیه تازه احتیاج می داشت٬ داشتند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بسیاری از تاریخ نگاران سینما ٬ کارهای بسیار عالی سینمایی را که در این دوره ظهور کرد٬ برای دسته بندی بسیار فیلم سازی ٬ متذکر می شوند. یکی از دلایلی که چنین موضوعی را ممکن می سازد این بود که ٬ با اینکه فیلم های بسیاری ساخته می شد اما ٬ همه آن ها نمی توانستند یک موفقیت بزرگ باشند. یک استودیو می توانست بر روی فیلمی کم بودجه با یک فیلم نامه خوب و بازیگرانی نا شناس ٬ شرط بندی کند مانند همشهری کین (Citizen Kane ) به کارگردانی اورسن ولز ( 1915-1985 ) که بصورت گسترده ای به عنوان بهترین فیلم همه دوران ها ٬ به آن نگریسته می شود٬ از چنین فیلم نامه ای سود می برد. در شرایط دیگر ٬ کارگردانانی با اراده محک مانند هوارد هاکس ( 1896-1985 ) و فرانک کاپرا (1897-1991) ٬ در استودیو ها برای رسیدن به بینش هنری خودشان جنگ می کردند. نقطه اوج سیستم استودیویی می تواند سال 1939 باشد که ٬ شاهد عرضه شدن کلاسیک هایی مانند جادوگر شهر از (The Wizard of Oz ) ٬ برباد رفته (Gone with the Wind ) ٬ دلیجان (Stagecoach ) ٬ آقای اسمیت به واشنگتن می رود (Mr. Smith Goes to Washington ) ٬ تنها فرشتگان بال دارند (Only Angels Have Wings ) ٬ نینوشکا (Ninotchka ) و نیمه شب ( Midnight ) هستند. در میان بقیه فیلم های عصر طلایی که تا به امروز کلاسیک باقی مانده اند: کازابلانکا ( Casablanca ) ٬ چه زندگی محشری (It&apos;s a Wonderful Life ) ٬ نسخه اصلی کینگ کنگ (King Kong ) و سفید برفی و هفت کوتوله ( Snow White and the Seven Dwarfs ) .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سیستم&amp;nbsp;&amp;nbsp;استودیو و عصر طلایی هالیوود به خودی خود در اواخر دهه 1940 به دو گروه تسلیم شد : (1) یک federal antitrust action ٬ که تولید فیلم ها را از نمایش آن ها جدا کرد و (2) ظهور تلویزیون. به عنوان نتیجه آن عمل آنتی تراست ٬ بازیگران و کادر تکنیکی ٬ تدریجا ٬ از قرارداد خود با استودیو های فیلم رها شدند. حال ٬ هر فیلمی که توسط یک استودیو ساخته می شد می توانست کادر و تیم تولید کاملا متفاوتی داشته باشد که نتیجه آن از بین رفتن آن مشخصاتی بود که فیلم های کمپانی های ٬ ام جی ام ٬ پارامونت ٬ یونیورسال ٬ کلمبیا ٬ آر کی اُ ٬ و فاکس قرن بیستم ٬ فورا قابل تشخیص می شد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;ولی فیلم سازان مشخصی مانند سیسیل بی دومیل ٬ همچنان تا پایان حرفه خود ٬ بصورت هنرمند قرار دادی باقی ماندند و یا از تیم تولید مشابهی در فیلم هایشان استفاده می کردند ٬ در نتیجه یک فیلم دومیل همچنان شبیه فیلمی دیگر بود که در سال 1932 و یا 1956 ساخته شده بود ٬ و وسترن های اخیر جان فورد همچنان به همان خوبی وسترن های قبلی بودند. تعداد فیلم هایی که ساخته می شدند به سرعت افت کرد ٬ و حتی با بالا رفتن بودجه میانگین نیز ٬ ادامه داشت و این ٬ تغییری در استراتژی برای این صنعت بوجود آورد. استودیو ها ٬ در حال حاضر ٬ تولید کردن سرگرمی را که توسط تلویزیون نمی تواند ایجاد شود ٬ هدف خود قرار دادند مانند تولیدات بسیار عظیم ٬ زمانی که بقیه٬ حق خود را در نمایش فیلم های سینمایی خود به بقیه کمپانی ها برای فروش به تلویزیون واگذار می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: navy&quot;&gt;تغییر واقعیات و ظهور تلویزیون:&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.agrandsimanmag.persiangig.com/forum/Hollywood/220px-Rider3.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;EM&gt;Easy Rider 1969&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بالاخره تلویزیون در سرگرمی امریکا ، اولیت ها را در صنعت فیلم شکست ، ظهور تلویزیون این پیشرفت ها را در راه خود به سمت فیلم تایید می کند. این موضوع به این دلیل است که نگرش عمومی درباره کیفیت برنامه های تلویزیونی به زودی تنزل پیدا کرد و در مقابل ، وضعیت سینما شروع به وابسته شدن بیشتر و بیشتر به یکی از جدی ترین انواع هنر هایی که مانند هنر های زیبا ، از نظر آموختن و نیز توجه عمومی بسیار با ارزش بود ، می کند. این موضوع کامل شد با &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;(1)&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; تصمیم معجزه (Miracle Decision) که در آن ، دادگاه عالی ایالات متحده جهت گیری قبلی خودش را برعکس کرد و بیان کرد که تصاویر متحرک ، نوعی هنر بوده است که نام گذاری شده است برای محافظت &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;(2)&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; اولین لایحه.&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: navy&quot;&gt;هالیوود جدید یا سینمای پست - کلاسیک:&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هالیوود جدید و سینمای پست – کلاسیک ، عباراتی هستند که برای توصیف دوره ای که به دنبال نادیده گرفتن سیستم استودیو در دهه 50 و 60 و در اواخر &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;(3)&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; کد تولید ، استفاده می شود. آن ، به وسیله تمایل بیشتری برای دراماتیزه کردن موضوعاتی مانند جنسیت و خشونت و نبز با ظهور اهمیت فیلم های &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;(4)&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; بلاکباستر (blockbuster) تعریف می شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سینما پست - کلاسیک ، اصطلاحی است که برای توضیح روش های در حال تغییر روایت داستان ، در هالیوود جدید ، استفاده شد. این موضع همواره مورد بحث قرار می گرفت که پیشرفت هایی در درام و شخصیت پردازی که در تصور تماشاگر ، در دوره عصر کلاسیک/طلایی بدست آمده بود: شرح وقایع به ترتیب زمانی (Chronology) ممکن است به زحمت جلو برود ، خط داستانی ممکن است با پایان های پیچیده (twist endings) روبرو شود ، خط ها بین بازیگر اصلی و بازیگر مقابل ( antagonist and protagonist) ممکن است محو شود. ریشه های روایت پست – کلاسیک در فیلم نوار ممکن است دیده شود مثلا در شورش بی دلیل (Rebel Without a Cause) در 1955 و در خط سیر شکسته فیلم روانی هیچکاک.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;(1)&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; این تصمیم یکی از تصمیمات بزرگی است که توسط دادگاه عالی ایالات متحده گرفته شده است و به طور گسترده ای مربوط به تنزل کردن سانسور در موشن پیکچر در امریکا می شود.&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;(2)&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; لایحه اول به لایحه ای گفته می شود که طی آن مجلس فدرال ایالات متحده ، از تصویب قوانینی چون مخالفت با آزادی بیان و آزادی مطبوعات و ... بازداشته شد.&lt;BR&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;(3)&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt; کد تولید مشخص می کرد که چه فیلمی از نظر اخلاقی قابل تایید برای مخاطب عام است و چه فیلمی این صلاحیت را ندارد.&lt;BR&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;(4)&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt; در یک معنی به فیلم هایی گفته می شود که در هالیوود با بودجه زیاد و استفاده از ستارگان بازیگری برای جلب توجه عموم ساخته می شود هر چند ممکن است بسیار بی ارزش نیز باشند.
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;برگرفته از دایره المعارف آنلاین ویکی پدیا / ترجمه سیامک کشف الایات&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 30 Jul 2006 21:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=film-review&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>film-review</dc:creator>
<guid>http://film-review.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شخصیت پردازی در سینمای آنتونیونی</title>
<link>http://film-review.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;شخصیت پردازی در سینمای آنتونیونی:&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;میکلانجلو آنتونیونی&quot; hspace=0 src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/film-review/antonioni.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;شخصیت های فیلم های آنتونیونی &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;٬ شخصیت هایی عجیب و با خصوصیاتی جدید هستند. شخصیت هایی تنها و تا حدی گوشه گیر. آن ها به دنبال چیزی هستند که خودشان نمی دانند. گویی زندگی بدون هدفی دارند. گاهی به هدف خود می رسند و گاهی نیز پی به پوچی هدف خود می برند و حتی تا مرز این پیش می روند که قسمتی از زندگی شان توهمی بیش نبوده است. چنین شخصیت هایی را با تمام عجیب بودن می توان قبول کرد و با آن ها نیز تا حدی همذات پنداری کرد و شاید تنها دلیل این نوع نگرش بیننده نیز ٬ فلسفه عمیق عشق در نظر آنتونیونی باشد که می تواند به بیننده القا کند. عشقی مدرن که حد و مرز نمی شناسد و حتی ممکن است در یک نگاه یا یک برخورد بوجود آید و حتی پس از سال ها از بین برود و به راحتی فراموش شود. عشقی که باعث می شود بدون هیچ ترسی ٬ از طرف یکی از زوج ها در جلوی همسر آشکارا بیان شود شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;مارچلو ماستریانی و ژان مورو در نمایی از شب&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.agrandsimanmag.persiangig.com/film-review/la%20notte.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در شب لیدیا ( ژان مورو ) به دنبال چیزی است که خودش نمی داند. گویی در زندگی اش هیچ هدفی ندارد و بود و نبودش هیچ تفاوتی با هم ندارد. تنها چیزی که او را نگه داشته بود عشق او به شوهرش بود که اکنون از بین رفته است. او همسرش را تنها می گذارد و در خیابان ها و محله های قدیمی برای یافتن خودش و هویتش و شاید هدف و گمشده اش جستجو می کند.&amp;nbsp;والنتینا ( مونیکا ویتی ) در شب دختر جوانی است که هیچ توجهی به آن چه در اطرافش می گذرد ٬ ندارد و خودش نیز می گوید که&amp;nbsp;دوست دارم از میان صدا ها بعضی ها را انتخاب کنم و گوش کنم. او نیز اعتراف می کند که در ذهنش هیچ چیزی وجود ندارد و حتی عشقش نیز با محکم تر شدن رابطه اش با شخصی از بین می رود.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;نمایی از آگراندیسمان&quot; hspace=0 src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/film-review/blowup1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در آگراندیسمان شخصیت آن عکاس جوان را می بینیم که درگیر مارجرایی در عکس هایش می شود و زمانی که آن ها را در می یابد و می تواند ارتباط بین آن ها را درک کند ٬ متوجه می شود که عکسی وجود ندارد و هیچ اثری از آن اتفاق که مدتی ذهنش را درگیر کرده بود وجود ندارد. گویی بخشی از زندگی اش توهمی بیش نبوده همان طوریکه با مصرف ماریجوانا هم دچار چنین توهمی می شود و این حس در ما القا می شود. او خود نیز با این فراموش کردن ها و توهم ها کنار می آید و آن را قبول می کند. دو دختر جوان در آگراندیسمان می بینیم که بار ها برای عکس گرفتن مراجعه می کنند اما در نهایت عکسی گرفته نمی شود بلکه به ارتباط بین آن دو دختر و عکاس جوان می انجامد ٬ آن ها حتی خود نیز هدفی ندارند و شاید تنها هدف آن ها سرگرمی است. آن ها برای عکس گرفتن حتی مسافتی به دنبال اتومبیل عکاس جوان می دوند اما زمانی که می توانند عکس بگیرند ٬ این کار را نمی کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;نمایی از آگراندیسمان&quot; hspace=0 src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/film-review/blowup2.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;این ها بیانگر همان شخصیت هایی بی هدف هستند که خودشان نیز درگیر یافتن هدفی در زندگی هستند و وقتی نیز که به آن هدف ظاهری خود می رسند ٬ پی می برند که این هدف اصلی نبوده و به کار دیگری مشغول می شوند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;شخصیت زن در فیلم های آنتونینی به گونه ای است که از قدرت بسیار بالایی برخوردار است و طوری که می تواند هر طور که بخواهد مرد مورد علاقه اش را به خود وابسته کند. قدرت جنسی زن در ارتباط های رودرو در فیلم های آنتونیونی طوری نمایش داده می شود که در اولین دید می تواند طرف مقابل را مردد کند و حتی مردی را که همسری دارد. مونیکا ویتی در سه گانه آنتونیونی نماینده بسیار آشکاری از زنی با قدرت بسیار زیاد است و با عشوه های مخصوص و نوع صحبت کردن خود هر مردی را می تواند جذب کند و به موقع از خود براند و این همان قدرت است. در مارجرا در سکانسی شاهد جمع شدن تعداد زیادی از مرد ها به دور او هستیم و او بی تفاوت از آن ها قدم می زند. این همان نشانه جذب مردان از طرف زن زیبا و نیز بی اراده بودن مرد ها برابر چنین موقعیتی است.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;مونیکا ویتی در نمایی از ماجرا&quot; hspace=0 src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/film-review/la%20avventura.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در آگراندیسمان مانکن هایی را می بینیم که بدون هیچ احساسی در جلوی دوربین عکاسی عکاس جوان قرار می گیرند و در مقابل آن ها دختری را می بینیم که با احساست خود می تواند عکاس جوان را جذب خودش کند ٬ گویی در دنیایی دیگر قرار دارد و این نشان دهنده قدرت جنس مخالف برای جذب کردن هر مردی به سمت خودش است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در شب ٬&amp;nbsp;والنتینا ( مونیکا ویتی ) با توجه به قدرت استفاده اش از جاذبه های جنسی می تواند جیووانی ( ماستریانی ) را مغلوب خود کند و او را به خود جذب کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;برعکس موقعیت زنان در فیلم های آنتونیونی قدرت مردان را می بینیم که در مقابل شهوت رنگ می بازند و فراموش می شوند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;جیووانی ( ماستریانی ) در شب می بینیم که در بیمارستان در مدتی بسیار کوتاه اسیر خواسته های شهوانی دختری در یکی از اتاق های بیمارستان می شود و تنها چیزی که از او در این ارتباط سریع می بینیم تنها تسلیم شدن در برابر قدرت جنسی و این جاذبه است. این در حالی است که جیووانی خود نماینده گروهی از روشنفکران است و نویسنده بزرگ و جوانی است و می تواند با همه چیز برخوردی منطقی داشته باشد ٬ اما باز در مقابل عشق ٬ این احساسات است که ایجاد رابطه می کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در واقع همواره این زن است که قدرت انتخاب دارد و این انتخابش را بر مرد تحمیل می کند و حتی باعث به هم خوردن زندگی دو نفر می شود و در آخر نیز دوباره همین زن است که تصمیم به ادامه این رابطه می گیرد و این نشان دهنده قدرت زن است. همان طور که در پایان ماجرا می بینیم که باز همان کلودیا است که دستش را بر پشت مرد می گذارد و بدین معنی که او را بخشیده و این رابطه ادامه دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;سینمای آنتونیونی به گونه ای است که با توجه به ریتم فیلم ها می تواند در موضوعاتی چون عشق و احساسات به بررسی بسیار عمیقی بپردازد و طوری دیالوگ ها قرار داده می شوند که بوجود آمدن چنین احساسات قوی را نمی توان غیر عادی دانست. یکی از دلایل موفقیت سه گانه آنتونینی نیز همین ریتم کند آن ها و نیز شخصیت پردازی بسیار قوی در این فیلم ها است.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;STRONG&gt;پی نوشت:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;EM&gt;این مطلب را بعد از دیدن شش فیلم از آنتونیونی در مورد پنج فیلم از آن ها نوشتم. برداشت من از شخصیت پردازی در سینمای آنتونیونی تنها به همین چند فیلم محدود می شود و ممکن است کلی نیز باشد اما اکنون با توجه به دیدن تنها همین چند فیلم می توانم این مطلب را در همین پنج فیلم ماجرا ٬ شب ٬ کسوف ٬ صحرای سرخ و آگراندیسمان بسط دهم.&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 18 Jul 2006 12:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=film-review&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>film-review</dc:creator>
<guid>http://film-review.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک رویای پاریسی</title>
<link>http://film-review.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #333333; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 360px; HEIGHT: 510px&quot; alt=&quot;پاریس , تگزاس&quot; hspace=0 src=&quot;http://agrandsimanmag.persiangig.com/film-review/paris%20texas.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;HR align=center width=&quot;100%&quot; SIZE=2&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 7.5pt 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;?xml:namespace prefix = st1 /&gt;&lt;st1:place w:st=&quot;on&quot;&gt;&lt;st1:PlaceName w:st=&quot;on&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: #333333; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 18.0pt&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;Paris , Texas&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/st1:PlaceName&gt;&lt;/st1:place&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 7.5pt 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;st1:place w:st=&quot;on&quot;&gt;&lt;st1:PlaceName w:st=&quot;on&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: #333333; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 18.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: gray&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;EM&gt;&amp;nbsp;It brings magic back to the cinema..&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/st1:PlaceName&gt;&lt;/st1:place&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #333333; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;
&lt;HR align=center width=&quot;100%&quot; SIZE=2&gt;
&lt;/DIV&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;UL type=disc&gt;
&lt;LI class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; COLOR: #333333; LINE-HEIGHT: 150%; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 7.5pt; COLOR: #666666; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;عنوان فارسی:&amp;nbsp;پاریس&amp;nbsp;ـ تگزاس&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp; 
&lt;LI class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; COLOR: #333333; LINE-HEIGHT: 150%; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 7.5pt; COLOR: #666666; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;کارگردان:&amp;nbsp;ویم وندرس&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp; 
&lt;LI class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; COLOR: #333333; LINE-HEIGHT: 150%; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 7.5pt; COLOR: #666666; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نویسنده:&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=3145&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: gray; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;L.M. Kit Carson&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=2165&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: gray; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none&quot;&gt;Sam Shepard&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: gray; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; 
&lt;LI class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; COLOR: #333333; LINE-HEIGHT: 150%; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 7.5pt; COLOR: #666666; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;با هنرمندی:&amp;nbsp;هری دین استنتن (در نقش تراویس)&amp;nbsp;,&amp;nbsp;هانتر کارسون (در نقش هانتر)&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; 
&lt;LI class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; COLOR: #333333; LINE-HEIGHT: 150%; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 7.5pt; COLOR: #666666; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 7.5pt; COLOR: #666666; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;زمان&amp;nbsp;فیلم:&amp;nbsp;۱۴۷ دقیقه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #333333; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;
&lt;HR align=center width=&quot;100%&quot; SIZE=2&gt;
&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #333333; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;سینمای ویم وندرس را با فیلمی می شناختم که در شبکه 4 تلویزیون ایران پخش شد ولی به دلایل سانسور های زیاد آن فیلم ٬ آن را به طور کامل نگاه نکردم. هر جا نامی از ویم وندرس هست به دنبال آن حتما اسمی از پاریس ,&amp;nbsp;تکزاس دیده می شود. فیلم پاریس&amp;nbsp;, تکزاس را شاید بتوان بهترین فیلم وندرس دانست. این فیلم جایزه نخل طلای جشنواره کن 1984 را به خود اختصاص داده و این می تواند معیاری برای خوب بودن فیلم باشد. به سال تولید فیلم دقت کنید و با دیدن فیلم متوجه قدرت فیلم می شویم که تنها با توجه به اتومبیل ها ممکن است تشخیص بدهیم فیلم مربوط به بیست سال پیش است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فیلم پاریس – تکزاس ٬ داستان مردی به نام تراویس است که از پس از مدت زیادی پیاده روی و دویدن و جستجو و راه رفتن در صحرا و خیابان و جاده در جایی توان خودش را از دست می دهد و در آن جا که تگزاس است به بیمارستانی صحرایی منتقل می شود و از طریق تنها شماره تلفنی که همراه او بوده مردی را باخبر می سازند و بعد متوجه می شویم که آن مرد برادر تراویس است. از این جا داستان دو برادر را می بینیم و تلاش های برادر تراویس برای خارج کردن تراویس از شوک و حرف زدن تراویس. بخش اولیه فیلم مربوط به رو در رو قرار گرفتن آن دو برادر و حرف های آن ها است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بعد از مدتی آن ها به خانه برادر بر می گردند و در آن جا بخش دوم داستان شروع می شود و در این بخش دو شخصیت دیگر به داستان وارد می شود که یکی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;همسر برادر است و دیگر هانتر ٬&amp;nbsp;بچه آن ها.( که متوجه می شویم او پسر تراویس بوده است ) این قسمت مهمترین قسمت داستان است چرا که شکل کلی داستان را برای بیننده بازگو می کنم و به آن جهت گیری می دهد. در این بخش ما متوجه می شویم که تراویس از همسرش جدا شده و این اتفاق زمانی افتاده که بچه آن ها تنها چهار سال داشته و در آن زمان تراویس خودش را مشغول می کند به هر کاری که فکرش بتواند از این قسمت زندگی رهایی پیدا کند و همسر او نیز بچه چهار ساله خودشان را به برادر تراویس و همسرش می سپارد چرا که گمان می کند خودش دیگر نمی تواند برای او مادر باشد. اکنون چهار سال گذشته و تراویس بعد از چهار سال برای اولین بار با پسرش روبرو می شود. پسری که حتی نمی خواهد قبول کند که او پدرش است و حتی حاضر نمی شود همراه او از مدرسه به خانه بیاید تا اینکه بک فیلم ویدیویی زمینه این پذیرش را از طرف پسر که اکنون هشت سال دارد فراهم می سازد. در این بخش پسر جهت گیری خودش را نسبت به پدر نشان می دهد و وارد قسمت سوم فیلم که اضافه شدن مادر به شخصیت ها هست می شویم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;تراویس برای نزدیک شدن به پسرش تلاش می کند ولی حتی نمی تواند حس پدر بودن را در خود بوجود بیاورد٬ هر چند اکنون دیگر از ته دل پسرش را دوست دارد. این نشان می دهد که تراویس نیز در همان چهار سال زندگی پس از بدنیا آمدن پسرش نتوانسته است پدر برای پسرش باشد و اگر هم بوده اکنون آن معیار ها را برای پدر بودن کافی نمی بیند پس در مجله ها&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;در جستجوی یافتن خصوصیات یک پدر واقعی است تا اینکه کارگر خانه او را راهنمایی می کند و در این بخش دیالوگ های جالبی می شنویم و کارگر از تراویس می پرسد دوست داری چگونه پدری باشی پولدار؟ تراویس جواب می دهد : نه بی پول؟ تراویس جواب می هد : نه میانه و معمولی و .... و کارگر به او می گوید که پدر باید یا پولدار باشد یا فقیر که دید جالبی را نشان می دهد آن هم از نظر یک کسی که در خانه ها کارگری می کند. تراویس ترجیح می دهد ظاهر پدری پولدار را داشته باشد و کارگر او را راهنمکایی می کند که باید به خاطر داشته باشی که همواره باید به آسمان نگاه کنی و هیچ وقت نباید به زمین نگاه کنی.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;درقسمت سوم تراویس به همراه پسرش در جستجوی همسرش بعد از چهار سال از طریق تنها نشانی که از او دارد هستیم و اتفاقات نهایی که در این بخش می افتد همگی می تواند همه داستان را توجیه کند و نشان دهد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در فیلم مشاهده می کنیم که پسر زمانی که متوجه می شود پدر واقعی اش می خواهد به دنبلا مادرش بگردد تصمیم می گیرد با او همراه شود و حتی تصمیم می گیرد پدر و مادری را که تا همان روز با آن ها زندگی می کرده را رها کند و با پدر واقعی اش که چهار سال او را تنها گذاشته همراه شود به جستجوی مادری برود که بعد از چهار سال ممکن است حتی او را پیدا نکند و این نشان دهنده همان هم خون بودن و احساس واقعی نسبت به خانواده واقعی است که در پسر هشت ساله می بینیم. و باز دوباره می بینیم که پسر بعد از چهار سال ندیدن مادر٬ به طور کامل او را شناسایی می کند و حتی در حال عبورمادر را از ته دل درک می کند و می شناسد و حتی از دو اتومبیل مانند هم از راه دور می تواند اتومبیلی که مادرش در آن سوار است را شناسایی کند و این ها همگی نشان دهنده پیوند قبلی او با مادر و پدر واقعی اش است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پسر در راه سفر با پدر برای پیدا کردن مادر صحبت می کند و حرف هایی در مورد چگونگی آفرینش زمین می زند. پسری هشت ساله در مورد بیگ بنگ توضیح می دهد و اینکه کیهان از یک انفجار پدید آمده و اول بصورت گاز بوده و همه حیوانات و ... بر اثر همین انفجار وارد جهان شده اند و ... و این برای ما ایرانیان بسیار جالب است که یک پسر هشت ساله می تواند در مورد آفرینش خود چند دقیقه صحبت کند ( هر چند عقیده اش غلط باشد یا از نظر عده ای غلط باشد اما در ذهنش نوعی جهت گیری بوجود آمده ) و این نشان دهنده این موضوع است که در مدرسه در اولین قدم ٬ در مورد آفرینش خود انسان روشنگری می کنند ( یعنی بزرگترین سوال موجود در ذهن همه انسان ها ) در حالی که اکنون پس از گذشت 19 سال من خود در هیچ کتابی از کتب درسی در مورد آفرینش انسان به طور قطعی چیزی نخوانده ام که بتواند عقیده ای هر چند اشتباه را در ذهن من ایجاد کند و یا حداقل عقیده اسلام را در ذهن من به عنوان مسلمانی که در مدرسه ای اسلامی تحصیل می کنم و یا در دانشگاهی در کشور اسلامی درس می خوانم تحمیل کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;تنها مشکل این فیلم از نظر موضوعی به گمان من رها کردن داستان برادر پدر و همسرش یعنی همان پدر و مادر ظاهری پسر بچه است که پس از اینکه پسر بدون خبر برای جستجوی مادر اصلی اش از آن ها جدا می شود و تنها به یک تلفن زدن اکتفا می کند و دیگر آن ها از داستان خارج می شوند در حالی که چهار سال از زندگی خود را همراه پسر بچه گذرانده اند به راحتی ( حداقل ما اینگونه متوجه می شویم ) پسر را فراموش می کنند و حتی با اینکه می دانند که آن ها به سراغ بانکی برای یافتن مادر رفته اند دیگر به جستجوی آن ها نمی روند. آیا بیننده می تواند قانع شود که آن زن و مرد تنها به صرف اینکه تراویس پدر واقعی پسر است ٬ توانستند پسر بچه را که 4 سال بزرگ کرده اند و از ته دل او را دوست دارند فراموش کنند و یا اینکه فراموش کردن این موضوع را درست می دانند؟ حداقل از دید یک بیننده ایرانی این نوع فراموش کردن و رها کردن غیر معقول و غیر قابل درک است. نوع دید کارگردان به فیلم و رها کردن داستان آن زن و مرد این گونه فکری را نشان می دهد که آنها توانستند این ارتباط چهار ساله قلبی را فراموش کنند و این در حالی است که زن را می بینیم که بسیار نگران از دست دادن پسر است و این دو دید تا حدی با یکدیگر در تناقض است.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;با توجه به نام وندرس انتظار چنین سینمای لطیفی را از وندرس نداشتم. سینمایی بسیار ساده و روان که با عام ارتباط برقرار می کند و پر است از پیام اخلاقی و نشان دهنده عشقی جاودانه .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اکثر قسمت های فیلم در فضای آزاد و با نور طبیعی فیلم برداری شده و این باعث شده است که همواره مناظر زیبایی را با نور طبیعی و روشنایی زیبای خورشید ببینیم و بر زیبایی فیلم و سادگی آن افزوده است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فیلم با لانگ شاتی از تراویس شروع می شود که یک قوطی در دست دارد و درآن گویا مقداری آب است. در این لانگ شات تنهایی تراویس و کوچک بودن او نسبت به اطراف و زندگی و هیچ بودن او را می توانیم متوجه شویم. تراویس می خواهد آب بنوشد ولی چند بار تردید می کند و به اطراف نگاه می کند گویا منتظر کسی است و یا گمان می کند کسی بر کار او نظاره می کند و در انتهای فیلم متوجه می شویم که او همواره همسرش را می بیند و از او برای خودش در ذهنش رویا پردازی می کند و در ابتدا شاید گمان می کند همسرش نیز همان جا است و شاید او نیز به آب احتیاج داشته باشد پس تردید می کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ریتم فیلم بسیار کند است و با توجه به شخصیت های کم فیلم ( پنج نفر ) و مدت طولانی فیلم ٬ ریتمی کند برای فیلم کاملا طبیعی است و با توجه به لطیف بودن موضوع و سادگی آن و نزدیک بودن آن به زندگی روزمره این ریتم در کل در خدمت فیلم بوده ولی در قسمتی از نظر من ریتم فیلم از تاثیر گذاری فیلم کاسته است و آن همان دو سکانسی است که تراویس از پشت تلفن در اتاقی با همسرش صحبت می کند و این دو سکانس در صورت کوتاه بودن آن ها و ناپدید شدن تراویس می توانست بسیار تاثیر گذار تر باشد و همچون سکانسی که مربوط به فیلمی بود که یاد آور گذشته ها بود و در خانه برادر تراویس پخش می شود و همگی به دیدن آن می نشینند ٬ می توانست اثر گذار باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #333333; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پی نوشت1:&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;سلام به همه دوستان و همه کسانی که به وبلاگم سر می زدند و سر می زنند و مطالب را پیگیری می کنند. مدتی درگیر امتحانات بودم و الان تقریبا 5 6 روز می شود که امتحانات به پایان رسیده و من هم هیچ دغدغه ای ندارم جز جام جهانی و نوشتن. همگی فکر کنم چنین تجربه ای دارید که اگر مدتی ننویسید دیگر آن شور و اشتیاق اولیه را برای نوشتن در وبلاگ ندارید و ممکن است حتی دیگر ننویسید. من هم دچار چنین دردی شدم ولی سعی می کنم از آن خود را خارج کنم. این مشکل با بازگشایی &lt;A href=&quot;http://www.gozarehforum.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;فاروم گذاره&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; بیشتر هم شده چرا که در آن جا نیز فعالیت می کنم و دوباره دوستان قدیمی خود را دور هم می بینم. جام جهانی هم که مزید بر علت شده و اکثر وقت من را پر کرده و به خصوص این که تیم مورد علاقه من یعنی ایتالیا هنوز در دور رقابت برای قهرمانی باقی مانده است و به علاوه بازی های کامپیوتری جدید و سرگرم شدن به آن ها و این ها همگی باعث شده بودند که نتوانم مطلبی بنویسم و حتی فیلمی ببینم. ولی بالاخره از این بحران خارج شدم و می توانم برنامه ریزی کنم و همه را در کنار هم انجام بدهم. دیشب شروع به فیلم دیدن کردم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;اسم این پست را هم از وبلاگ یکی از دوستان ایده گرفتم.&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Tue, 04 Jul 2006 15:17:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=film-review&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>film-review</dc:creator>
<guid>http://film-review.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
