خیلی دور , خیلی نزدیک

سینمای معناگرا غوغا می کند.
بالاخره شاهد پخش شدن فیلم خیلی دور خیلی نزدیک از تلویزیون ایران بودیم که خودش جای شکر بسیار دارد ولی با سانسور که این هم جای شکرش باقی است. فیلمی را دیدیم که شاید بهتر بود از ابتدا با سانسور آن را می دیدیم.
من شخصا دو بار فیلم خیلی دور خیلی نزدیک ساخته میر کریمی را دیدم و دفعه سوم نسخه سانسور شده آن را از سیما دیدم. یکی از دلایلی که تا به حال در مورد این فیلم ننوشته ام این بوده که درباره این فیلم نقد های بسیاری خوانده ام و گفتم شاید نوشته ام تحت تاثیر آن خوانده ها قرار بگیرد.
فیلم در مورد پزشکی است که از همسر اولش جدا شده و پسری از آن همسر دارد و دوباره ازدواج کرده است. دکتری که بر زبان آوردن نام خدا از او کاری غیر عادی و دشوار است و هیچ انگیزه ای از زندگی ندارد جز خوش گذرانی و پول و ثروت. او حتی درکی از آن چه درون بیمارانش و خانواده های آن ها می گذرد ندارد و تنها می گوید آن ها را درک می کند بی آن که در درونش چنین بگذرد. او عقیده دارد اگر کسی در صحرایی در چاهی تنها زندانی شود دیگر از کسی کاری ساخته نیست. او با فهمیدن بیماری پسرش یعنی تومور مغزی خودش را حتی برای یک بار می تواند جای بیمارانش قرار دهد و چنین می شود که در جاده ای بی پایان به دنبال پسرش به راه می افتد تا اینکه خودش را در همان چاهی می بیند که گمان می کرده در چنین موقعیتی از کسی کاری بر نمی آید ولی این بار پسرش در حالی که به کمک احتیاج دارد او را در حالی که برای کمک به پسر بیمارش آمده نجات می دهد تا شاید به این نتیجه برسیم که زندگی همواره همان چیزی نیست که تصورش را می کنیم بلکه در هر موقعیتی طوری خاص عمل می کند.
فیلم خیلی دور خیلی نزدیک نماینده ایران برای رقابت در میان فیلم های خارجی برای قرار گرفتن در میان پنج فیلم جشنواره اسکار ۲۰۰۵ بود ولی نتوانست در میان پنج فیلم برتر قرار گیرد ولی به گمان من این فیلم نمی توانست سینمای ایران را نمایش دهد بلکه همان طور که در نقدی خوانده ام تقلیدی بیش نیست. در نقدی در مجله هفت نوشته شده بود که این فیلم کپی برداری از فیلم توت فرنگی وحشی برگمان است با دلایل بسیار و کارگردان هرگز امضای خود را در این فیلم نگذاشته و من تقریبا با این نظر موافق هستم.
در پخش این فیلم از تلویزیون ایران شاهد سانسور شدن دو بخش از فیلم بودیم. اولین بخش صحبت های آقای دکتر با منشی اش و عیدی گرفتن منشی از او که با حذف شدن این بخش گویا فیلم کمی ساده تر و بهتر جلوه می کند چرا که این بخش هیچ تاثیری در پیشبرد داستان ندارد حتی اگر تصور کنیم که آقای دکتر مردی خانم باز است و حتی رابطه غیر معمولی با منشی اش دارد این موضوع در سیر روایی داستان تاثیری ندارد چرا که در طول فیلم از این موضوع استفاده نشده است و هرچند تصور شود آقای دکتر مردی است که در بند زن و خانواده نیست اما صحبت یک دقیقه ای او با منشی اش جز کلیشه بودن چیزی را برای بیننده یاد آور نمی شود.
بخش دوم که با تیغ سانسور حذف شد بخشی بود که در آن نگین یا همان دوست دختر سامان که پسر آقای دکتر است خودش را در فیلم تولد معرفی می کند که با روسری در کناری نشسته است. چه بهتر که این بخش بسیار غیر عادی از فیلم حذف شود چرا که لطمه ای بسیار به فیلم زده است. این بخش تنها چیزی که می خواهد بیان کند این است که نگین دختری محجوب است و حتی در مهمانی نیز با روسری است و شاید بتوان او را سمبلی از عشقی واقعی به سامان یعنی پسر آقای دکتر دانست در صورتی که حاضر بودن چنین شخصی در چین مهمانی بسیار غیر عادی جلوه می کند و معرفی کردن او توسط فیلم چیزی جز شعاری بی اساس نمی تواند باشد چرا که ما حتی شخصیت نگین را تنها با چند دقیقه صحبت می توانیم تا حدی بشناسیم و اینکه او دین دار و مومن باشد و حجابش را در حتی مهمانی نگه دارد یا نه فرقی نمی کند چرا که قصد فیلم معرفی چهره نگین نبوده بلکه معرفی دکتر بوده است.
اضافه می کنم که فیلم از فیلمبرداری و نورپردازی فوق العاده ای برخوردار است که حتی بیننده معمولی نیز به این تفاوت فاحش با بقیه فیلم ها در فیلمبرداری پی می برد.
در ضمن این فیلم پر است از چرا های بی پاسخ برای بیننده. چرا موبایل او در آن جا آنتن می دهد ولی نمی تواند صحبت کند؟ چرا باتری ماشین او در همان حال تمام می شود؟ چرا او قادر به پاک کردن شن ها از روی ماشینش نیست در صورتی که او می تواند حداقال برای زنده ماندن چنین سعیی داشته باشد؟ آیا شرکت در شرط بندی برای مسابقات اسب سواری اتفاقی بسیار نادر نیست؟ دلیل سکانس شروعی فیلم چیست؟ آیا پلانی که در رستوران دیده می شود واقعا لازم است یا بسیار غیر عادی جلوه می کند؟ آیا لزومی به استفاده از لهجه های محلی بدین صورت وجود دارد؟
این فیلم را می توان جزئی از سینمای معناگرا دانست چرا که در آن در چند بخش نامی از خدا برده می شود پس قطعا در این ژانر قرار می گیرد.
به امید موفقیت و پیشرفت سینمای ایران