تبليغاتX
سینما × سینما

سینما × سینما

زندگی با سینما

با پدرو آلمودوار صحبت کن

 

پدرو آلمودوار

 

خلاصه بیوگرافی

 

کارگردانی که بیشترین تحسین جهانیان را پس از لوییس بونوئل به خود اختصاص داد در شهر کوچک Calzada de Calatrava در منطقه محروم اسپانیایی La Mancha متولد شد. او در سال 1968 وارد مادرید شد و با فروش اجناس کار کرده در سمساری به نام El Rastro توانست زندگی خود را بگذراند. آلمودوار نتوانست به مدرسه فیلمسازی برود چرا که پول کافی نداشت و به علاوه کلاس های فیلمسازی در اوایل دهه 70 توسط دولت فرانکو تعطیل شده بود. پس او در شرکت مخابراتی اسپانیایی مشغول کار شد و حقوق خود را برای خریدن دوربین سوپر 8 پس انداز کرد. از سال 1972 تا 1978 او خودش را وقف ساختن فیلم های کوتاهی همراه با دوستانش کرد. سازنده آن فیلم های اولیه به سرعت در گسترش فرهنگ مخالف اسپانیایی در جهان به شهرت رسید. در طی چند سال آلمودوار تبدیل به ستاره جنبش فرهنگی ناگهانی اواخر دهه 70 مادرید به نام La Movida شد. اولین فیلم بلند او به نام Pepi, Luci, Bom y otras chicas del montón در سال 1980 ٬ 16 میلیمتری ساخته شد و برای پخش عمومی به صورت 35 میلیمتری نیز در آمد. در سال 1987 او و برادرش آگوستین آلمودوار کمپانی ساخت فیلم خودشان را به نام El Deseo, S. A تاسیس کردند. سبک آلمودوار به همه جهان رسید و به همین دلیل بیشتر فیلم های او در بسیاری از کشور ها بسیار محبوب هستند.

 

 

اتفاقات کوچک

 

مادر فرانسیسکا آلمودوار و برادر آگوستین آلمودوار گاهی در نقش هایی در فیلم های او دیده می شوند.

 

خواننده اصلی گروه دو نفره موسیقی غیر معروفی به نام Almodóvar & McNamara

 

در پانسیونی کاتولیک در دهه 1960 مشغول به تحصیل شد. همان جایی که چند تن از دوستان او مورد تجاوز کشیشان قرار گرفتند. او ادعا داشته که خودش مورد تجاوز واقع نشده است.

 

او ده سال را صرف نوشتن فیلمنامه تربیت بد کرد و در همین مدت توانست فیلم های تحسین شده ای مانند همه چیز درباره مادرم 1999 و با او صحبت کن 2002 را بسازد. این فیلمنامه بر اساس داستان کوتاهی است که خودش در دوران نوجوانی از تجربیاتش در مدرسه شبانه روزیش نوشته است.

 

یکی از اعضای هیات ژوری در جشنواره کن 1992 بود.

 

 

از زبان آلمودوار

 

همه فیلم های من دارای بعدی مربوط به اتوبیوگرافی هستند ولی این موضوع به طور غیر مستقیم در پرسوناژ ها به چشم می آیند. در حقیقت من در پشت همه اتفاقاتی که روی می دهند و همه حرف هایی که گفته می شوند هستم ولی هرگز درباره خودم به عنوان شخصیتی منحصر به فرد در فیلم ها صحبت نکردم. چیزی در درون من ٬ احتمالا تنفر از عریان گرایی ٬ مرا از رسیدن به پروژه ای اتوبیوگرافی باز می دارد.

 

قبلا و زمانی که من نسبتا جوان بودم داستان نویس بودم. من بسیار دوست داشتم که نسخه های جدید خود را  از داستان هایی که همه می دانستند نقل کنم. وقتی که از سینما با خواهرانم خارج می شدیم من دوباره داستان را برای آن ها به نوعی جدید نقل می کردم و اکثر اوقات آن ها ورسیونی را که من نقل می کردم بیشتر از آن چیزی که دیده بودند دوست می داشتند.

 

سینما به زندگی من تبدیل شده است. منظور من جهانی موازی نیست بلکه صرفا همان زندگی و خود زندگی من است. بسیاری اوقات من احساسی داشتم که واقعیات روزانه اتفاق می افتند تا مواد فیلم بعدی من تامین شود.

 

تحصیلاتی که ما می آموزیم تنها درباره جرم٬ گناه و مجازات است. ( طبق تجربیاتش در مدرسه شبانه روزی کاتولیک / او فیلم تربیت بد خود را نیز بر اساس اتفاقاتش در آن جا ساخت)

 

تربیت بد مربوط به بیوگرافی شخصی من می شود ... آن زمان درازی را صرف خود کرد که بتوانم خودم را از آن خارج کنم. حال این من نیستم و من آهنگ داستان را تغییر دادم ولی وضعیت اصلی همان است. ( درباره اینکه چرا نوشتن این فیلمنامه ده سال به طول انجامید)

 

ترس بسیار نسبت به کشیش ها را همواره به یاد دارم. یکی از کارهایی که همواره باید انجام می دادیم بوسیدن دست کشیش ها بود و من از این کار متنفر بودم. شیاد بدنامی که در نهایت باید آن جا را ترک می کرد.

 

من در کار بازیگرانم دخالت نمی کنم. من با فیلم نیز زیاد درگیر نمی شوم... اگر من می خواستم مانند کارکتر های فیلم هایم زندگی کنم مطمئنا قبل از ساختن 16 فیلم مرده بودم.

 

فیلم های مهم: 

  • ماتادور --- ۱۹۸۶
  • زنان در آستانه فروپاشی عصبی --- ۱۹۸۸
  • ببند و پایبندم کن --- ۱۹۹۰
  • کیکا --- ۱۹۹۳
  • جسم زنده --- ۱۹۹۷
  • همه چیز درباره مادرم --- ۱۹۹۹
  • با او صحبت کن --- ۲۰۰۲
  • تربیت بد --- ۲۰۰۴

 

منبع : سایت آی ام دی بی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/15ساعت 18:17  توسط سیامک کشف الایات  |