تبليغاتX
سینما × سینما

سینما × سینما

زندگی با سینما

تیم برتون قصه می گوید !!!

 

ماهی بزرگ فیلمی از تیم برتون


‌‌‌‌Big Fish 
An adventure as big as life itself


  • عنوان فارسی: ماهی بزرگ
  • کارگردان: تیم برتون
  • نویسنده: جان آگست , دنیل ولس
  • با هنرمندی: ایوان مک گرگور (در نقش ادواردبلوم جوان) , هلنا بونهام کارتر (در نفش جادوگر / جنی)
  • زمان فیلم: ۱۲۵ دقیقه


قصه و واقعیت دو چیزیست که با هم زندگی انسان را شکل می دهد. همگی تجربه شنیدن قصه را از پدربزرگ و مادربزرگ و ... را داریم. تیم برتون از این سنت قدیمی بهره می گیرد و ماهی بزرگ را می آفریند.

 

تیم برتون را همگی با شخصیت های عجیب فیلم هایش و عنصر تخیل در فیلم های او می شناسیم و در فیلم ماهی بزرگ نیز شخصیت های عجیب زیادی وجود دارند و کماکان تخیل نقش اصلی را دارد و رکن مهمی برای این فیلم محصوب می شود. در این فیلم تیم برتون احترام به قصه پردازی و پایبند بودن به قصه را نمایش می دهد.

 

ماهی بزرگ فیلمی است که بیننده را با خود به قصه های پیرمردی به نام ادوارد بلوم می برد که زندگی پر ماجرایی داشته و آن ها را برای ما نقل می کند و بیننده را حدود دو ساعت مسحور قصه های زیبای خود می کند. در نقل قصه زیبا ترین تکنیک٬ استفاده از اغراق ها و بزرگ نمایی هایی است که واقعیت را به شکل زیبایی بیان می کند و این همان تکنیکی است که پیرمرد فیلم برتون برای قصه گویی استفاده می کند و حوادث زندگی خود را از کودکی تا مرگ نقل می کند٬ حوادثی که بار ها برای پسر و عروسش نقل کرده تا جایی که آندو ٬ قسمت هایی از آن قصه ها را حفظ هستند و با تمام جزئیات می توانند بیان کنند ولی پسر گذشته واقعی پدرش را می خواهد و می خواهد از این طریق٬ گذشته خود و آینده فرزندش که هنوز به دنیا نیامده است را شکل دهد٬ او اعتقاد دارد که پدرش بار ها قصه هایی از کار هایی که هرگز انجام نداده نقل کرده و قصه های زیادی از کار هایی که انجام داده را نیز نقل نکرده و پنهان کرده و او به دنبال یافتن همین است. اکنون پدر در حال مرگ است و پسر به همراه زنش به خانه پدر و مادرش آمده اند تا روز های آخر را با آندو بگذرانند و حال فرصت مناسبی برای یافتن حقیقت است.

 

پسر می گوید که وقتی کوچک تر بوده پدر آن ها را تنها می گذاشته و اعتقاد دارد که پدرش یا زندگی دیگری داشته که به آن بیشتر از این زندگی علاقه دارد و یا اینکه اصلا علاقه ای به زندگی ندارد و او حتی گمان می کند که پدرش در دوره ای به مادرش نیز خیانت کرده ولی با این حال پسر پدرش را دوست دارد.

 

همه مردم قصه را دوست دارند و هر چه قصه جذاب تر باشد برای آن ها زیبا تر خواهد بود همان طور که وقتی دکتر خانوادگی آن ها قصه واقعی متولد شدن پسر را به او می گوید در آن جذابیتی نمی بیند و حتی خود پسر نیز آن روش بیان را زیاد نمی پسندد و دکتر به صراحت می گوید که او روشی که پدر ٬ داستان متولد شدن او را بیان می کند بیشتر می پسندد. حتی در انتهای فیلم می بینیم که پسر داستان های پدرش را دوباره برای پسرش تعریف کرده و باز پسر برای دوستانش بیان می کند. قصه گویی و علاقه به قصه گفتن و شنیدن چیزی است که در همه انسان ها وجود داشته و دارد.

 

قصه چیزی است که در آن ٬ زمان نقش اساسی ندارد و ممکن است زمان ها جابجا شود همان طور که بار ها در این فیلم شاهد آن هستیم: ادوارد بلوم زمانی که دختر مورد علاقه اش را می بیند و عاشق او می شود می گوید وقتی عشق می رسد ٬ زمان می ایستد و ما نیز شاهد توقف زمان هستیم و پس از بازگشتن زمان با سرعت زیاد زمان جلو می رود. در جای دیگر فیلم می بینیم که پیرمرد وقتی خاطرات بچگی خودش را نقل می کند به زن جادوگری می رسد که در اواخر فیلم می فهمیم که او همان دختری کوچکی بوده که در همان شهر زیبا با ادوارد که ده سال از او بزرگتر بوده آشنا می شود ولی وقتی می بیند به عشقی که به پسر دارد هرگز نمی رسد دیگر هیچ انگیزه ای ندارد و جادوگری می شود که ادوارد در بچگی چگونگی مرگ خود را در چشم او می بیند. همین تغییر زمان ها است که قصه را زیبا می کند و آن را از حالت یکنواخت جدا می کند و این همان چیزی است که در ذهن ادوارد بلوم شکل می گیرد.

 

فیلم به زیبایی هر چه تمام تر به تصویر کشیده شده طوری که بیننده را مسحور خود می کند و بیننده وقتی زیبایی شهری را که ادوارد بلوم به آن تصادفا وارد می شود می بیند گویی خودش در آن شهر است و زیبایی آن را حس می کند و با تمام وجود از آن لذت می برد و وقتی ادوارد بلوم از آن شهر خارج می شود به این دلیل که در آن شهر همه چیز در بهترین شرایط است و او لیاقت آن را به یکباره ندارد ٬ بیننده نیز زیبایی هر چه تمام شهر را می بیند.

 

این قصه های پدر نیز مانند بسیاری از قصه ها همان واقعیت است با این تفاوت که نوع بیان آن ها تفاوت دارد. در پایان فیلم ما شاهد همه کسانی که در قصه های پیر مرد بوده اند در مراسم بعد از مرگ او هستیم ولی می بینیم که این شخصیت ها با وجود این که در قصه های پیرمرد شخصیت هایی عجیب و شاید خیالی به نظر می رسیدند اما در واقعیت مانند بقیه مردم و در کنار همه آن ها هستند و اینجاست که قدرت قصه پردازی برای پسر و همچنین برای بیننده روشن می شود.

 

فیلم پر از دیالوگ ها و تصاویر زیبا هستند که با نحوه فیلمبرداری و نورپردازی به اوج خود می رسند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/12/04ساعت 1:14  توسط سیامک کشف الایات  |