تبليغاتX
سینما × سینما

سینما × سینما

زندگی با سینما

کارگرانی بدون دغدغه

 

نمایی از فیلم کارگران مشغول کارند


اولین چیزی که بیننده را به فیلم کارگران مشغول کارند جذب می کند شاید نام کیارستمی برای طرح فیلم باشد. خصوصیات سینمای کیارستمی کم و بیش در این فیلم دیده می شود و شاید خود کیارستمی می توانست چنین فیلمی را به یک شاهکار تبدیل کند.

فیلم موضوعی بسیار ساده اما جدید دارد. گروهی از ۴ نفر مرد میان سال خوش گذران که از اسکی بر می گردند در جاده به دلایلی توقف می کنند و در این جا سنگی توجه آن ها را جلب می کند که بسیار بلند است و در لبه یک دره که پیین آن رودخانه است قرار دارد و برای آن ها جالب است که این سنگ فرو نرفته و به داخل رودخانه نیفتاده است. این چند نفر تصمیم می گیرند که سنگ را به داخل رودخانه بیاندازند و همین موضوع کوچک محور کل فیلم می شود.

همان طور که کاوه عزیز گفته بود فیلم پتانسیل تبدیل شدن به فیلم کوتاه و کامل را دارد ولی برای فیلم بلند کمی خسته کننده می شود. با فیلمی روبرو هستیم که مدت زمان آن تقریبا یک ساعت ونیم است ولی تماما حول موضوع کوچکی می گردد. فیلم در ظاهر خصوصیت سینمای کیارستمی را به یاد می آورد به خصوص طعم گیلاس ولی ژرفای فیلم های کیارستمی به هیچ وجه در این فیلم دیده نمی شود. فیلم برداری خوبی را شاهد نیستیم ولی کماکان ویژگی فیلم برداری طعم گیلاس در آن دیده می شود. لوکشین اتومبیل, لانگ شات هایی از جاده هایی که اتومبیل در پشت کوهها در آن ها دیده نمی شود و شنیدن دیالوگ هایی از زبان افراد در حالی که چهره آن ها را نمی بینیم همگی فیلم طعم گیلاس را به یاد ما می آورند. کارگردان فیلم با توجه به مدت زمان فیلم و موضوع ساده و غیر پیچیده فیلم می توانسته بیشتر به درون شخصیت های اصلی فیلم برود و به نوعی به جهان بینی آن ها وارد شود ولی هرگز در این سمت فیلم جلو نرفته و کارگردان به همان برداشت های سطحی بیننده از شخصیت ها بسنده می کند و این باعث معمولی شدن فیلم می شود. در این فیلم شخصیت های زیادی به فیلم وارد می شوند ولی بدون اینکه از آن ها حتی کوچکترین اطلاعاتی بدانیم فورا از فیلم خارج می شوند , در اینجا این سوال پیش می آید که این آمدن و رفتن برای چه بوده؟ آیا برای تبدیل شدن به فیلم بلند بوده؟

ریتم کند فیلم و شخصیت های ظاهری و بدون هویت فیلم تا حدی به فیلم لطمه زده و بیننده را در نیمه پایانی فیلم خسته می کند. شخصیت هایی مشابه یعنی چند مرد میان سال خوش گذران که با چند دختر جوان هستند چیزی است که از این فیلم برداشت می شود ولی این فیلم هرگز به جهان بینی و فرهنگ این افراد اشاره نکرده و فقط ظاهر را نشان می دهد که چنین افرادی وجود دارند و این هرگز باعث تبدیل شدن فیلم به یک فیلم اجتماعی نشده و هرگز از بیننده انتظار جهت گیری در مورد شخصیت ها در این فیلم وجود نداشته است.

فیلم زمان بندی خاصی ندارد و گویی فیلم در زمانی نا مشخص از زندگی افراد است در حالی که نه گذشته افراد را می دانیم و نه اینکه در آینده چه اتفاقی برای آن ها افتاده کارگردان ما را به سراغ حال افراد می برد و تنها زمانی را از زندگی چند نفر انتخاب می کند و بقیه را به بیننده واگذار می کند و این اصلا در جهت کمک به فیلم پیش نرفته است.

شاید یکی از نقاط قوت کارگردان را بتوان تبدیل کردن موضوعی به این سادگی به فیلم دانست به طوری که یک ساعت و اندی بیننده را با خود به توجه به موضوعی بسیار ساده و پیش پا افتاده همراه می کند هرچند ممکن است باعث خسته شدن بینده شود ولی در عین حال می توان آنرا از نقاط قوت کارگردان دانست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/11/05ساعت 2:24  توسط سیامک کشف الایات  |