تولدت مبارک
تولدت مبارک

سلام وبلاگ عزیزم
سال پیش بود. همین روز بود یه دفعه هوس کردم بنویسم. هوس کردم اگه فیلم می بینم نظر بدم. هوس کردم یه کمی دستم به نوشتن باز شه پس تو اومدی. هر روز با من بودی ولی من گاهی دو سه روز نمی دیدمت ولی بعدش میومدم پیشت. اتفاقای زیادی رو با هم داشتیم.
جشنواره فجر بهترین اتفاق این مدت بود. یادته هر روز می نوشتم و هیچی نمی گفتی حالا هم که ماهی شاید یه بار بنویسم بازم چیزی نمی گی. خیلی مهربونی . شاید جشنواره فجر امسال بتونم دوباره از اول شروع کنم به نوشتن و بیشتر نوشتن و شاید اون انگیزه اولمو پیدا کنم و مثل قبل شم. نمی دونم چرا ولی چند وقتیه دل و دماغ نوشتن ندارم. ایشالا امتحانا رو بدم و بعد هم یه استراحتی بکنم بعد شروع به نوشتن می کنم از صفر ولی این بار با یه سال تجربه.
یادته کانتر گذاشته بودم برات و هر روز سر می زدم ببینم کی اومده بهت سر زده و تعداد ویزیتورات اگه یکی زیاد تر می شد کلی خوشحال می شدم؟!
قالب قبلیتو یادته که خراب شد؟! چقدر دوسش داشتیم ولی رفت؟ اصلا قالب آبی اولی رو که یادته؟
خیلی وقت بود دلم برای این صفحه سفیدت تنگ شده بود.
تو این مدت با دوستای زیادی آشنا شدیم. یادت میاد اولین نظر دوستا رو؟ فرهاد شمسیان بهمون تبریک گفت و ما رو قبول کرد به عنوان فیلم نویس؟ یادته مهدی مهدی زندپورو که در مورد پست دوم یا سوم نظر داد چقدر خوشحالمون کرد که کسی هم پیدا می شه حرف ما رو بخونه و اونم کسی که خودم قبولش دارم زیاد. یادته مینا در مورد جارموش کامنت داد و پستمونو خونده بود؟ چقدر از نوشته هاش لذت می بردیم. محمدو یادته که چقدر با هم بحث کردیم در مورد نوشتن و وبلاگ نویسی؟ یادته یه قهوه و سیگار با برسون داشتیم ولی آرش معیریان پیداش شد؟ پویا و پیمانو یادته؟ محمد و علیرضا رو یادته که کیمیایی نویس بودن و با هم بحث داشتیم سر حکم و رفیق خوبم علی هم اومد و بحثمون گرم شد؟ وقتی ترجممو تو در ستایش سینما دیدیم چقدر حال کردیم وقتی پایینش اسمم نوشته شده بود؟ بهزادو که هنوز یادته که چقدر بهمون لطف داشت؟ آریا و بهار و الهامو که کامل باید یادت باشه؟! نقره رو می شناسی یه مدت زیاد بهش سر می زدیم؟ دوست خوبم پویانو که یادت نرفه که از زیبایی سینما می نوشت و همیشه دوست داشتم بتونم مثل اون بنویسم. کاوه رو اگه تو یادت رفته باشه من همیشه یادم می مونه که مثل پدر همه وبلاگ نویسای سینمایی بود؟ جشنواره فجر می خواستیم باهاش رقابت کنیم تو فیلم نوشتن و یادمه که یه فیلمو زودتر از اینکه اون ببینه ما دیدیم و نوشتیم در موردش که چقدر لذت داشت؟! قاب عکس خالی یادش بخیر. نمی دونستیم دختره یا پسر و فقط نوشتن بود که ما ها رو به هم وصل کرده بود و همین. ملیحه طوبایی یادش بخیر که چقدر بهش سر می زدیم. خیلی سعی می کنم اسمش یادم بیاد ولی نمی شه دوستم تو گروه فام یادته ( نمی خوام تقلب کنم و اسمشو برم بخونم) یه پست بهش گیر دادم طفلک الکی. دوران خوبی داشتیم با هم و داریم و ایشالا بیشتر هم می شه. کاوه رو یادم نمیره با بنینی و جارموش و زبان ایتالیایی که خیلی دوسش دارم. ملیکا و امیر و امید هم که از رفقای خوب بودن و هستن. آنتوان هم که اواخر آشنا شده بودم باهاش. سعید هم که دوست جدیدمونه یادمون نره.
اینا دوستامون بودن به اضافه کلی دوستای دیگه که الان اسماشون یادم نیست.
ایشالا سال دیگه برات مفصل تر تولد می گیرم عزیزم.
تولدت مبارک
